يكشنبه, 31 ارديبهشت 1391

آخرین بروزرسانی:01:39:55 PM GMT

Font Size

Cpanel

علل دروغگویی در کودکان

  • مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 1
ضعیفعالی 

نشده است و لذا نمی تواند آنچه را که شنیده یا دیده است عینأ بیان کند، بنا بر این در این سن گفته های نادرست کودک را نمی توان دروغگویی دانست.دروغگویی کودکان در سنین چهار تا پنج سالگی جنبه تخیلی داشته و کودک به شرح زندگی و تصورات خلاقه ولی خام و غیر دقیق کودکانه و خیالی خود می پردازد.

هدف کودک دروغگویی و فریب دادن مردم نیست بلکه فقط می خواهد تصورات خیالی خود را که فکر می کند وجود دارد یا از آنها لذت می برد با دیگران در میان بگذارد، بعد از شنیدن داستان های تخیلی و دیدن فیلم های افسانه ای این نوع دروغگویی بیشتر می شود.دروغگویی به معنای واقعی در سنین پنج تا ده سالگی در کودکان ظاهر می شود که از نظر آینده خطرناک و وخیم است.

دروغ به اشکال گوناگون دیده می شود، گاهی به صورت تحریف حقیقت است و زمانی به صورت وارونه نشان دادن آن. گاهی اوقات کودک از چیزهایی حرف می زند که وجود خارجی نداشته و گاهی هم به صورتی حرف می زند که گویی اصولاً در جریان و وادی آن مسأله نبوده اند. گاهی به صورت گزافه گویی حرف می زند و زمانی هم مسأله ای بزرگ را کوچک و ناچیز جلوه می دهد.دروغ گاهی بر اساس بیان یک مسأله است و گاهی هم سکوت در برابر آن.

دروغ نشانه وجود ناامنی و یک اغتشاش در درون وجود است. نشان می دهد که فرد نامطمئن و ناایمن بوده  و شخصیت و موقعیتش در خطر است و در مواردی نشانه احساس ضعف یا حقارت بوده و نسبت به افراد و اشخاص اعتماد ندارد.

هدف از دروغ گفتن گمراه کردن طرف مقابل و یا شبیه کردن امری به امری دیگر است تا در سایه آن به هدف و مقصدی که مورد نظرش است برسد. اغفال و گمراه کردن دیگران، فریب دادن آنها، رهایی از مجازات، هم چنین کسب منافع مورد نظر، جلب نظر و عنایت دیگران. خام کردن طرف مقابل مورد نظر برای دست یابی به اهداف مورد نظر از اهداف و علل دیگر دروغ گفتن کودک است.

به عقیده روان شناسان دروغ جنبه اجتماعی و یادگیری دارد، یعنی اینکه کودک از خانواده، اجتماع و کسانی که در اطرافش هستند دروغ را می آموزد، دروغگویی نیاز به فراگیری و تحمل تجربه های مختلف دارد. کودک به آسانی نمی تواند دروغ بگوید و به همین دلیل در موقع دروغ گفتن با دشواریها و اشکالاتی مواجه می شود که می توان به پریدگی رنگ چهره، ضربان شدید قلب، خشک شدن دهان، گرفتار شدن به به لکنت در حین سخن گفتن، بی سر و ته حرف زدن، پریشان گویی، عدم کنترل بر اعضا و ... اشاره کرد. کسانی که جدیداً شروع به دروغگویی کرده اند این علائم واضح تر بوده و به تدریج که عادت کرده اند این علائم از بین می روند تا جایی که فرد در مواردی قادر است به مظلوم نمایی پرداخته و در حین دوغگویی گریه و زاری کند، خود را محقق بداند و چند سوگند دروغ هم بخورد.

عوامل و انگیزه های دروغ

در بررسی این مسأله که چه عوامل و انگیزه هایی در فرد سبب پیدا آمدن دروغ می شود بررسی های علمی فراوانی وجود دارد که در این مختصر فقط به بیان آنها پرداخته و تا حدودی آنها را تشریح خواهیم کرد.

ترس از مجازات؛اولین علل دروغگویی کودکان که بالغ بر هفتاد درصد دروغ آنان را شامل می شود مربوط به ترس از مجازات و فرار از تنبیه است، کودک شکستن ظرف را به گردن دیگری می اندازد و انجام ندادن تکالیف مدرسه را نداشتن چراغ برق و یا آمدن مهمان، بیماری خود و یا دیگران عنوان می کند.

تحقیقات نشان می دهند که پانزده درصد از دروغگویی های کودکان به خاطر خودنمائی و یا حفظ غرور است.برای اینکه کودک خود را در جمع دست کم نگیرد و نشان دهد که او هم کسی است به دروغ از شخصیت خود، از اهمیت خانواده صحبت می کند، می گوید پدرم فلان مقام مهم را دارد، خانه ما نهصد اطاق دارد. می خواهد موقعیت خود را تثبیت کند و به جلب نظر بپردازد و تمایلات درونی خود را ارضاء کند.

از علل دیگر دروغگویی کودکان می توان به موارد زیر اشاره کرد: در مواردی که والدین و یا مربیان تکالیف زیادی را بر کودک تحمل می کنند و او توانایی انجام آنها را ندارد به دروغگویی می پردازد و می گوید که وقت ندارد، از این کار سر در نمی آورد، این کار را بلد نیست، خود را به بیماری و مریضی می زند.وقتی که کودک در میان دیگر بچه های خانواده نظر پدر و مادر را به خود جلب کند از دروغگویی استفاده و بهره فراوان می برد. وقتی که کودک نتواند به هدف و آرزویش برسد، آرزو و اهدافش را با انجام اعمال دروغین میسر می سازد.کودکانی که احساس حقارت و مظلومیت می کنند از دروغگویی به عنوان وسیله ای برای انتقام گیری، دفاع و مقابله استفاده می کنند. هم چنین در ادامه می توان به موارد دیگری اشاره کرد که عبارتند از:کسب منافع، خود نمایی و غرور، پوشاندن لغزش و اشتباهات، بازی کودکانه، الگوی غلط تربیتی، تشویق غلط والدین و ناشیگری والدین والدین در تربیت کودکان.

خطر و زیان دروغ این است که شخصیت حقیقی فرد را به یک شخصیت تصنعی و ساختگی تبدیل می کند، اعتماد را از بین می برد، آدمی را در بین جمع بیگانه می سازد، در مواردی باعث درگیری و سوء تفاهم می شود و بدبینی را در بین مردم به وجود می آورد، ادب و اخلاق را خدشه دار ساخته و لذت زندگی کردن را ازبین می برد.

دروغ امروز کودکان اگر چه کوچک، شیرین و خنده دار به نظر می آید ولی این خطر را دارد که کودک را در آینده به صورت فردی حیله گر درآورد و در آینده فردی شود که در سیاست، اقتصاد، اجتماع و فرهنگ راه و رسم حیله گری و دروغ را در پیش گیرد، که در متزلزل کردن ارکان حیات اجتماع مؤثر است. باید اشاره داشت که دروغگویی در بین دختران بیشتر از پسران دیده می شود. هم چنین در بین افراد عصبی، ضعیف و هیجانی، ترسو، آنان که در دوران کودکی از محبت کافی محروم بوده اند، آنان که خواستار توجه افراطی جلب نظر و محبت اند و آنان که از تربیت کافی برخوردار نبوده اند بیشتر است.

 راههای اصلاح و درمان دروغگویی

برای درمان دروغگویی باید هر چه زودتر به رفع آن اقدام نمود.یک دوره روان درمانی طولانی مدت به منظور نوسازی شخصیت و رشد جنبه های عاطفی، اخلاقی و وجدانی ضروری است.ثابت شده است که رفع احتیاجات ضروری، مادی، عاطفی، وحذف تنبیه و از بین بردن اعتراف واقرار به دروغگویی یا رشوه دادن به کودک اغلب کمک مؤثری بر پیشگیری و درمان دروغگویی است و اگر بتوانیم زمینه تمایل ورغبت کودک را به اصلاح خود جلب کنیم موفق تر خواهیم بود. هم چنین ایجاد محیط پر از صدق و صفا، محیطی که در آن پدر و مادر ناگریز نباشند از راه مکر و فریب، خیانت و دروغ به زندگی ادامه دهند در اصلاح فرزندان مؤثر است.

محیط خانواده و تربیت کودک را از ریا و نیرنگ دور سازید و کودکان را از معاشران دروغ پرداز حتی آنان که به شوخی دروغ می گویند برحذر دارید زیرا کودک به تقلید از آنها می پردازد. دادن آگاهی ها و اطلاعات لازم به کودکی که در اثر اشتباه در بیان تخیل و واقعیت دروغ گفته است، رعایت انصاف از سوی والدین در مورد فرزندان، عفو و بخشیدن، محدود کردن توقعات در حدود امکانات و توانائی های کودک، ایمن کردن کودک از مجازات و تنبیه در مواردی که عمدی در کار بوده است یا لغزش صورت گرفته است، دادن پند و اندرز، ارائه محبت کافی و مچ گیری از موارد دیگر درمان و اصلاح برای کاهش دروغگویی کودکان است. البته باید در نظر داشت که هیچ وقت نباید از تنبیه وتهدید استفاده کرد زیرا این کار چندان عملی نبوده و نشان می دهد که دیگر در تربیت کودک کار از کار گذشته است.

http://psychometric.persianblog.ir

صفحه ی کنونی: مقالات تربیت فرزند تربیت کودک و نوجوان علل دروغگویی در کودکان