دوشنبه, 17 بهمن 1390

آخرین بروزرسانی:01:39:55 PM GMT

Font Size

Cpanel

نوجوانی 4

  • مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 0
ضعیفعالی 

توجه به ظاهر در نوجوانی:

در بخشي از دوران نوجواني ، شخص نوجوان حساسيت شديدي به ظاهر خود پيدا مي کند: تغييرات ظاهري بدن، روييدن موهاي زائد و جوش هاي متعدد پوستي ؛ تعجبي ندارد که او وقت زيادي را جلوي آينه صرف کند! اگر يک فرد جوان با اين تغييراتي که در خود مي بيند خوشحال نشود – که عده بسيار کمي از اين وضعيت راضي هستند – اعتماد به نفس او ضربه خواهد خورد.

والدين بايد تلاش کنند از مسخره کردن ظاهر نوجوانشان خودداري کنند حتي اگر منظوري جز شوخي با او نداشته باشند. زيرا همين طعنه ها و حرف ها باعث مي شود که او آنها را به دل بگيرد و عميقاً سرخورده شود. همچنين اشتباه است که به آنچه نوجوانتان اهميت مي دهد – هر چند آن چيز براي شما احمقانه باشد – بي اهميتي نشان دهيد. ممکن است او معتقد باشد که بايد بيني اش را جراحي پلاستيک کند، در حالي که از نظر ديگران بيني او هيچ ايرادي ندارد. شما مي توانيد

همين نکته را به او متذکر شويد و سعي کنيد توضيح دهيد که جزئياتي که ما در مورد خودمان به آنها توجه مي کنيم، به ندرت مورد توجه سايرين قرار مي گيرد. اما اگر صورت فرزندتان به شکل وحشتناکي پر از جوش هاي غرور جواني شود، واضح است که اعتماد به نفس او متزلزل مي گردد اما پزشک خانوادگي شما مي تواند براي او نسخه اي تجويز کند و اين جوش ها را از بين ببرد.

 

مسلم است که نوجوان مي تواند احساس بهتري نسبت به خودش داشته باشد – و ايضاً اعتماد به نفس بالاتر – که بهتر بتواند با مشکلات موقت دوران نوجواني کنار بيايد.

توصيه هاي کليدي:

• براي نوجوانان توضيح دهيد که هر نوجواني نگران ظاهر خودش است و عده کمي وجود دارند که کاملاً از خودشان راضي باشند. با او از خاطره هاي دوران نوجواني خودتان و نگراني هاي مشابهي که داشتيد صحبت کنيد (مثل جوش صورت) و بگوييد که اکنون از آن مشکلات هيچ اثري باقي نمانده و نگراني شما کاملاً بي مورد بوده است.

• به تمجيدهاي خود از ظاهر او ادامه دهيد. اين که به عنوان مثال بگوييد: « ظاهر تو کامل و بي عيب به نظر مي رسد » اما در عين حال کنترل اين تعريف ها را هم در دست داشته باشيد. 

• از انگ زدن به نوجوانتان خودداري کنيد اظهاراتي از قبيل: « هيچوقت آن طور که از تو مي خواهم کاري را انجام نمي دهي» يا « تو هميشه مرا عصباني مي کني » ممکن است چنين احساسي را براي يک نوجوان پديد آورد که سعي و کوشش او هيچ ارزشي ندارد.

• بخشي از نوجواني، چالش با عقايد والدين است. بسياري از نوجوانان آماده اند که مشاجره را انتخاب کنند و در برابر مسائلي که مي داند نظر والدينشان نسبت به آنها تغيير ناپذير است، سرزنش و توبيخ شوند. ممکن است که به نظر شما آنها فردي ساده لوح و بي تجربه به نظر برسند اما مهم اين است که شما به تله اي نيافتيد که با استفاده از اين فرصت و اين احساس، با به رخ کشيدن دانش و مهارت بالاتر خود او را تحقير کنيد. والدين عاقل مراقب اند که با سخناني مثل « من مي دانم تو چه نظري داري و آن را قبول دارم » دم به اين تله ندهند. 

• به همه نشان دهيد که مي توانيد در طول سنين نوجواني فرزندتان رابطه خود را با او حفظ کنيد. و براي نظراتش احترام قائل شويد ؛ به او نشان دهيد که مي توان احساسات خود را بروز داد بدون اين که منجر به مشاجره شود.

• هيچگاه در برابر دوستان فرزندتان به او نگوييد که مثلاً « گفته بودم وسايلت را مرتب کني » يا « مطمئن باش نمي گذارم با اين لباس از خانه خارج شوي».

• يک سري برنامه هاي متنوع به نوجوانتان عرضه کنيد مثل رفتن به تئاتر، گالري هاي هنري، مسابقه فوتبال، کلاس زبان و ... به اين ترتيب او مي بيند که از فرصت انتخاب گسترده اي از ميان فعاليت هاي مختلف و جذابيت هاي زندگي برخوردار است.

• به او توضيح دهيد که مايليد با شما در مورد مدرسه اش، دوستان و يا سرگرمي هاي مورد علاقه اش صحبت کند. به اين طريق ديگر نمي توان گله کرد که او با شما حرفي براي گفتن ندارد.

هویت و شکل گیری شخصیت:


تکلیف عمده نوجوانان کسب حس هویت است؛ یعنی احساس اینکه فردی جدا و متمایز از دیگران است. حس هویت مستلزم ادراک فرد از خودش به عنوان فردی جدا از دیگران، احساس ثبات خود یا کلیت و نوعی حس تداوم خود در طول زمان است. یعنی علی رغم تغییر رفتارها ، افکار و احساسات، برداشت فرد از خود همواره مشابه است. در عین حال مستلزم یک تقابل روانشناختی است – هماهنگی بین تصوری که فرد از هویت خودش دارد و تصوری که دیگران از هویت او دارند.

هر چند که رشد هویت فرایندی است که در تمام طول عمر ادامه دارد. جستجو برای کسب هویت بخصوص از دوران نوجوانی آشکار می شود. "ماسن-ص٧١٨" به نظر می رسد قبل از آنکه نوجوانان به یک هویت شخصی دست یابند یک احساس هویت گروهی با همسالان خود پیدا می کنند. رشد هویت ظاهرا مشخصه اواخر نوجوانی است.(بیابانگرد-ص١٢٣)

هویت یابی نوجوان به یکی از سه روش زیر صورت می گیرد: عده ای از نوجوانان دوره ای آزمایشی را می گذرانند و با کار درونی متعهدانه به هدفی در زندگی علاقه پیدا می کنند. عده دیگری ممکن است هرگز بحران هویت را تجربه نکنند، چنین نوجوانانی ارزشهای والدین خود را بدون چون و چرا می پذیرند؛ لذا انتخاب روش آنها همان الگوی بزرگسالان است که با آنها هماهنگ می شوند و بالاخره دسته آخر نوجوانانی هستند که بحران انحرافی و هویتی مغایر با ارزشهای جامعه ای که در آن زندگی می کنند برمی گزینند. در این گونه افراد مسئله تهاجم فرهنگی بارز می شود.(اکبری-ص٦٧)

بحران هویت: 

بحران هویت چیست؟ واژه بحران هویت نشان می دهد که فرایند کسب هویت، آسیب زاست.

هرگاه فرد در یافتن هویت خویش دچار تردید و عدم قاطعیت شود، دچار بحران سردرگمی، بی هدفی و یک نوع یاس و افسردگی می شود و در عین حال به یک تصویر منفی از خود دچار می گردد که به بحران هویت معروف است. " احمدی به نقل از اکبری-ص۵١"

در بحران هویت نوجوان شدیدا دچار اضطراب و ناراحتی ذهنی می شود و نمی تواند جنبه های مختلف شخصیت خود را هماهنگ سازد. بحران هویت باعث اشکال سازگاری در هویت اجتماعی و حرفه ای او می شود. هنگام بحران هویت نوجوان غالبا در موارد زیر دچار شک و تردید می شود: اهداف بلند مدت، انتخاب شغل برای آینده، الگوهای رفاقت و انتخاب دوستان، میل برای رقابت هدفمند ، رفتار و تمایلات جنسی، تشخیص مذهبی، نظام ارزشهای اخلاقی ، تغییر گروهی و تعریف مجموعه ای از عناوین یاد شده در بالا. (همان-ص۵٢)

مشکلاتی که در اثر بحران هویت بوجود می آید:

 الف) بروز اختلال زمان و بی دقتی در امور، در این صورت نوجوان احساس می کند که گذشت زمان اهمیتی ندارد و برای هر کاری بیش از حد کافی وقت دارد. در برابر این احساس برخی نیز احساس می کنند که همه امور به سرعت می گذرد و برای خود وقت کافی ندارند.

ب) احساس شدید نسبت به خود، فکر نوجوان در این حالت همیشه مشغول خصوصیات بدنی ، شغلی یا نقشی است که بر عهده دارد و نمی تواند افکارش را در تاکیدهای درونی خود آزاد سازد.

ج) مشکلاتی که ادراک اجتماعی را به رکود و بن بست می کشاند.

د) تشکیل هویت منفی، نوجوان ارزشهای خانوادگی و اجتماعی و تحصیلی و آنچه را که از این گونه کانالها به صورت دستورات تربیتی و آموزشی به او می دهند، به تمسخر گرفته و از کنار آن رد می شود و به گونه ای عصبی و پرخاشگرانه به آن بی اعتنایی می کند.(همان-ص٥٤)

هویت منفی به مفهوم "خودی" اشاره دارد که به کلی متضاد با حاکمیت ارزشهای والدین یا جامعه است. هویت منفی اغلب در شرایطی بوجود می آید، که والدین یا جامعه از موفقیتهای انفرادی شخص حمایت ناچیزی کنند. و برچسب هایی مثل بی عرضه برای شناساندن و توصیف این افراد استفاده می شود. در نتیجه این نوجوان بدون توجه به الگوهای مثبت و ارزشهای اجتماعی با الگوهای منفی همانندسازی کرده و به گونه ای می اندیشند که برای هویت منفی خود تایید و اعتبار بدست آورند. از نظر روانشناختی چون این افراد از طریق صحیح و مورد پسند جامعه نتوانستند خود را شناسانده و ابراز نمایند، برای کسب هویت منفی تلاش می کنند تا از این طریق توجه همگان را به خود معطوف نمایند. (بیابانگرد-ص١٣١) 

وظایف والدین در بحران هویت چیست؟

درک صمیمی نوجوانان ، دنیا را از دریچه نوجوان دیدن ، تشریح وضعی رشد و محیط با ذکر مثالها. دادن فرصت اظهار نظر برای بیان عقایدش. نظر خواهی از نوجوان ، محدود نکردن وی ، فرصت دادن به وی جهت برقراری ارتباط منطقی با دیگران.(اکبری-ص٦٨)

فرایند شکل گیری هویت:

ریشه های شکل گیری هویت از تجربیات و هانندسازیهای زمان کودکی نشات می گیرد و تا کهنسالی ادامه می یابد . اریکسون نظریه پرداز رشد که در زمینه هویت اولین پژوهشها را کرده، نوجوانی را به عنوان دوره ای از زندگی می بیند که در آن نوعی تعویق روانی – اجتماعی یعنی نوعی دوره انتظار وجود دارد. دوره ای که شخص خود را می یابد. در عین حال ، برای بسیاری از نوجوانان دستیابی به یک وضعیت آزادانه تعویق مشکل است. بیشتر اوقات نوجوانان تعهدات و الزامات را به تعویق می اندازند و علت این امر نیاز درونی به اجتناب از تثبیت زودرس هویت و پذیرش زودرس نقشهای اجتماعی است.

موفقیت در کسب هویت پایدار منوط به بلوغ بدنی و جنسی ، شایستگی در تفکر انتزاعی و پایداری در مقابل هیجانات. علاوه بر این ، آزادی از تاثیرات محدود کننده والدین و همسالان تا حدودی ضروری است که احتمال می رود در اواخر نوجوانی این وضعیت مهار شود. در فرایند شکوفا سازی هویت ، تکلیف نوجوان در هم آمیختن همانندسازی های گذشته و آرزوهای آینده است به گونه ای که در مورد خود ونیز احتمال موفقیتهای آینده احساس خوبی داشته باشد. اریکسون خاطر نشان می کند که هرگاه فردی موفق به کسب هویت گردد، می تواند تکالیف دوره جوانی را که همان صمیمیت عاطفی در مقابل انزوا است را به خوبی انجام دهد. از نظر او صمیمیت واقعی تنها زمانی امکان پذیر است که پیش از آن ، یک درک منطقی و صحیح از هویت مستقر شده باشد. تنها آنکس که در مورد هویت خود احساس امنیت و اطمینان دارد قادر است در یک رابطه دو جانبه واقعی همه چیز خود را معطوف طرف مورد علاقه خود کند . موفقیت در کسب هویت به این معناست که یک نوجوان نسبت به یک هدف شغلی یا مکتب سیاسی و نیز از لحاظ شخصیتی ، احساس تعهد کند. (بیابانگرد-ص١٢٦)  


عوامل موثر در شکل گیری هویت:

عوامل گوناگونی در شکل گیری هویت نوجوانان موثر هستند که عبارتند از خانواده ، مدرسه، محله زندگی ، نهاد اجتماعی- مذهبی و رسانه های گروهی. با این وصف چون خانواده اولین نهادی است که پایه های اولیهشخصیت نوجوان را از دوره کودکی شکل می دهد ، از اهمیت خاصی برخوردار است. متاسفانه در جامعه ما در بسیاری از خانواده ها، فرزند سالاری وجود دارد به این معنا که والدین در خدمت مطلق فرزندانشان هستند که چنین جوی فعلا در جامعه ما در حال گسترش است. این مطلب می تواند در شکل گیری هویت و اعتماد به نفس افراد در دورانی که والدین، دیگران با فرزندانشان نیستند ضربه وارد کند. پیامدهای منفی چنین جوی به وجود آمدن مشکلات زناشویی بعد از ازدواج و به دنبال آن طلاق خواهد بود. نحوه نگاه والدین بر نوجوان خود نیز در شکل گیری شخصیت او تاثیر گذار است؛ یعنی چنانچه والدین، نوجوان خود را فردی خنگ، بی عرضه، تنبل و... به حساب آورند در آینده و شکل گیری شخصیت وی لطمه وارد می کند.(اکبری-ص٦٣)


استقلال طلبی نوجوانان :

تلاش برای استقلال و پیدا کردن هویت شخصی ، از خواسته های اصلی عاطفی نوجوانان است. یکی از مراحل رشد آنان این است که خود را از دیگران مجزا می کنند و می خواهند کشف کنند کیستند. نوجوان شما مانند شما عمل نمی کند. آنها مایلند خود، تعیین کننده سرنوشتشان باشند. برای رفع این نیازها هرکس شیوه ای مخصوص به خود دارد. نوجوان شما نیز شخصیتهای متفاوتی را امتحان می کند تا سرانجام بفهمد کدام یک شخصیت خاص اوست. به خاطر داشته باشید او از طریق انتخابهای متعدد، شخصیت و هویت خود را شناسایی می کند. بدیهی است که کسب موفقیت آمیز استقلال توسط نوجوان مستلزم تلاشی مشترک است. یعنی نوجوان باید همراه با حفظ ارتباط با والدین و محبت نسبت به آنها بتدریج وابستگی عاطفی خود را کاهش دهند. در عین حال والدین باید ضمن حفظ سطح معینی از حمایت عاطفی، کنترل خود را بر فرزندان نوجوان خود کاهش دهند.(بیابانگرد-ص١٧٢)

از سوی دیگر همان طور که نوجوانان به سوی بزرگسالی و استقلال پیش می روند، مواجهه با قدرت والدین اجتناب ناپذیر است. برای والدین نیز مشکل است تا از عادات راهنمایی کردن و کنترلی که طی سالهای گذشته تجربه کرده اند دست بردارند. و یافتن شیوه ای نوین از ارتباط با نوجوان برای آنها مشکل است. (همان -ص١٧٥)

اگر شما از انتخابهای متعدد نوجوان خود سر در گم شده اید جای هیچ گونه نگرانی نیست. 

اگر شما به نوجوانتان بگویید چه بپوشد، چگونه حرف بزند و چطور قدم بردارد، روی کارهای او اعمال نظر کرده اید. اگر او به حرف شما گوش کند با خود جنگ درونی خواهد داشت و ممکن است در پیدا کردن خود دچار مشکل شود و اگر این کار را نکند، دیر یا زود شما را از خود خواهد رنجاند.

نوجوان شما از طریق دفاع از نظر خود و انتخابهای گوناگون می خواهد اعتماد شما را جلب کند و وقتی شما کار او را تایید نکنید گرچه ممکن است به روی خود نیاورد اعتماد به نفس خود را از دست خواهد داد. (جودی فورد-ص۱۵۵)

برای تشویق به استقلال می توانید از این نکات کمک بگیرید:

• به فرزندتان اجازه انتخاب دهید، انتخابها هر چند هم کوچک باشد فرصتی برای اوست تا حدودی بر زندگی خود کنترل داشته باشد.

• به تلاش او احترام بگذارید، عده ای از والدین از غیر قابل تحمل بودن ایستادن و تماشای تلاش آنان بدون انجام کاری جز یک همدلی ساده شکایت کرده اند، ولی به جای در دست گرفتن امور پیشنهاد می کنیم اطلاعات مفیدی به او بدهید، "گاهی کمک می کند" جمله خوبی است؛ چون اگر پیشنهاد ما به مشکل کمک نکند، احساس بی لیاقتی هم در او ایجاد نمی شود. 

• آنها را به یافتن منابع خارج از منزل تشویق کنید. آنها را مورد تشویق قرار دهید تا مهارتهای خود را آزمایش کند.

• هیچ گاه در حضور فرزندتان درباره او صحبت نکنید، وقتی فرزندتان را این گونه مورد بحث قرار دهید، احساس می کند جسمی است در تملک والدین. (فابر و مازلیش-ص۱۶۶)

استقلال اقتصادي :

براي اين كه نوجوان درك صحيح و منطقي از استقلال اقتصادي داشته باشد لازم است از دوران كودكي ، پدر و مادر سياست هاي خاصي را مد نظر داشته باشند. وجوهي را دراختيار نوجوان قرار دهید. و با افزايش سن و توان او، مبالغ اين وجوه را افزايش دهید و بعضي از مخارج ساده را نيز در قبال اين وجوه به عهده خود او بگذارید و بر نحوه انجام اين مخارج نظارت كنید تا فرزندتان ياد بگيرد چگونه هزينه هاي خود را تنظيم كند و آنها را الويت بندي نمايد و صرفه جويي اعمال كند تا بتواند پس انداز داشته باشد و بياموزد چگونه اين پس انداز را به سوي سرمايه گذاري هدايت كند.

استقلال عاطفي:

 نوجوان با گرايش به سمت گروه همسالان و طرح دوستي ها، استقلال عاطفي خود را ابراز مي كند. دراين زمينه ضرورت دارد خانواده حد و مرزها و منع و تجويزها را از دوران كودكي به او تفهيم كند و سپس با سالم سازي محيط و انتخاب صحيح پهنه اجتماعي و فضاي آموزشي، بسترآشنايي و دوستي ها را بسازد تا در دوران نوجواني او، مجبور به دخالت هاي افراطي و غير مؤثر نشود. ( بحث بیشتر در بخش نوجوانی و دوستی با همسالان)

روابط نوجوان با همسالان و مدگرایی در نوجوانی :

"گروه همسالان" اصطلاحي است که روان شناسان براي توصيف افرادي که در يک سن خاص هستند ، به کار مي برند. البته اين اصطلاح بيشتر براي نوجوانان همسن و سال استفاده مي شود.


اهمیت دوستی و تعلق به گروه همسال در نوجوانی:

 یکی از عوامل مهم در شکل گیری رفتارها، افکار ، نگرشها، احساسات، آرزوها و به طور کلی شخصیت نوجوانان، ارتباط با دوستان و همسن و سالان است. به طور نسبی می توان گفت که در شش سال اول زندگی، خانواده، در شش سال دوم، معلمان و در شش سال سوم زندگی، همسالان و دوستان بیشترین نقش را در تربیت و شکل گیری شخصیت هر فرد ایفا می کنند. (بیابانگرد٭-ص٤٧) به همین خاطر اهمیت همسالان برای نوجوانان از سال اول دبیرستان پر رنگتر می شود. 

از دیگر کارکردهای مهم اجتماعی کردن گروههای نوجوانی اینست که آنها ، زمینه های اجتماعی را فراهم می کند و نگرشها و مهارتهای لازم جهت کارکرد بزرگسالانه داشتن را آموزش می دهد. یک مثال مهم، یادگیری چگونه گذراندن وقت با همسالان در زمانی است که بلوغ جسمانی و جنسی پیچیدگی روابط اجتماعی را از دوران کودکی بیشتر کرده است. خرده فرهنگ گروه همسالان و نوجوانان بزرگتر به نوجوانان کمک می کند تا با حالت زندگی حاشیه ای خود مقابله کنند. آنها به نوجوانان در این دوره که زمان کودکی را پشت سر گذاشته ولی هنوز در ارزشها ، علایق و معیارهای دنیای بزرگسالان پذیرفته نشدند احساس تعلق داشتن می بخشد. جنبه های شناخته شده خرده فرهنگ نوجوانان، معمولا مشتمل بر ترجیحات برای برخی سبکهای لباس پوشیدن ، سخن گفتن و موسیقی است. (بیابانگرد-ص٩٦)

کسب استقلال توسط نوجوان در بیشتر موارد فرایندی تدریجی است که در آن گروههای همسال نقش مهمی دارند. از آنجا که نوجوان در مقایسه با دوره کودکی خود زمان بیشتری را با همسالان می گذراند و از نظر عاطفی رابطه نیرومندی با آنها دارد، برخی خیال می کنند که نوجوان، والدین خود را طرد می کند که البته این تصور اشتباه است. بیشتر نوجوانان با والدین خود همچنان احساس نزدیکی کرده و از ارزشهایی حمایت می کنند که مشابه ارزشهای والدین است. نوجوانان در حرکت از حالت وابستگی عاطفی به سوی استقلال ، باید بیاموزند که از نظر حمایت و راهنمایی کمتر به والدین متکی باشند. ضمن آنکه محبت خود را نسبت به والدین حفظ کرده و با آنها ارتباط داشته باشند. همسالان به این دلیل در دوره نوجوانی اهمیت تازه ای نسبت به دوران کودکی پیدا می کنند که یک منبع مهم ایمنی بخش در انجام این تکالیف به شمار می آیند. نوجوانان صرف نظر از والدین به چندین منبع بیرونی حمایت کننده نیاز دارند تا در تلاش برای ادامه زندگی احساس نیرومندی و امنیت کافی کنند. (همان-ص١٨۰) 

چون جذب گروهی و پذیرفته شدن در جمع دوستان برای نوجوانان اهمیت فراوان دارد بنابراین باید هرگونه انزوا و کناره گیری را در دوره نوجوانی به دقت مورد بررسی قرار داد و علت آنرا جویا شد. شاید علت انزوا، نداشتن مهارت اجتماعی باشد یا احساس خطاکاری و احساس بی ارزشی آن را ایجاد کند که در این صورت آموزش مهارتهای ارتباطی می تواند به نوجوان کمک کند تا در جمع پذیرفته شود و خود را ابراز کند.

نوجوانی زمان تجربه و آزمون نقشها ، رفتارها و ارزشهای مختلف به منظور رسیدن به بزرگسالی است. همسالان در این فرایند نیز نقش مهمی دارند. همچنین تبادل اطلاعات و کلامی کردن باورها و احساسات بر نوجوان فشار می آورد تا از خود محوری دست بردارد. این فرایند موجب ایجاد یک دیدگاه جدید و متفاوت از خود – یک جنبه مهم کسب هویت – خواهد شد. علاوه بر اینها، تثبیت نفوذ، معیارهای رفتاری خاص، بهبود عزت نفس و فراهم ساختن فرصتهایی برای همانندسازی از دیگر کارکردهای گروه همسالان است. (همان-ص۲۰١)

اما پذيرفتن چنين چيزي براي پدر و مادرها بسيار سخت است. آنها تاکنون عادت داشته اند در مورد نحوه زندگي کودکشان تصميم گيرنده اصلي باشند ولي اين طبيعي است که جوانان و نوجوانان خود بخواهند درباره آينده شان تصميم بگيرند. آنها آنچه را که از گروه دوستان اتخاذ شود خواهند پذيرفت: مثل مدل لباس، وضع ظاهري و نقطه نظرات آنها و اگر دوستان به يک گروه موسيقي علاقه مند باشند نوجوان شما هم آن گروه را دوست خواهد داشت.

شما انجام دهد مطمئن باشيد دفعه بعد او اصلاً اين کار را تکرار نمي کند و خود را کنار خواهد کشيد. همچنين براي مثمر ثمر بودن بهتر است با کمي خونسردي خواسته خود را مطرح کنيد و پس از پايان کار هم يادتان باشد که از او به خاطر زحمتي که کشيده تشکر نماييد.(کاکاوند-ص۴۵)

در این دوره نوجوانها به شدت روی دوستیهایشان حساس هستند. معتقدند دوست کسی است که باید روی آن حساب کرد. هرگاه نوجوانی بفهمد که دوستش به او دروغ می گوید روی او تاثیر زیادی می گذارد. بین ۱۲ تا ۱۴ سالگی اوج دوستیهای نوجوانان است. دوستی های پسران غالبا برای وقت گذرانی با یکدیگر است و آنها کمتر مسائل عمیق را با همدیگر در میان می گذرانند، پسرها معمولا به صورت گروهی دوست می شوند. دوستی دخترها عمق بیشتری دارد و بیشتر با هم درددل می کنند.

یکی از مشکلات دوران نوجوانی ، عدم دقت در انتخاب دوست است. نوجوانان در این دوره بسیار آسان پذیر و زود پسندند و این حالت در آنها باعث می شود اغلب دوستانی انتخاب کنندکه نه تنها برای آنها مفید نیستند، بلکه گاه ثمرات تلخی هم برایشان به بار آید. انتخاب یک دوست ناباب می تواند سقوط و انحطاط اخلاقی نوجوان را موجب شود.(بیابانگرد-ص۵۱)

انتخاب دوست چه ملاکهایی دارد؟

• بهتر است دوستان همسن و یا هم کلاسی باشند.

• دارای اعتقادات مذهبی یکسان باشند.

• از نظر اقتصادی در یک طبقه قرار گیرند.

والدین در انتخاب دوست چه کمکی می توانند بکنند؟

دوستی های نوجوانان تجربه باارزشی است و شما به عنوان والدین اگر نظارت داشته باشید آنها برای آینده، خودشان ساخته می شوند و کمتر دچار مسائل روانی می شوند.

• هر چه والدین رابطه صمیمانه تری با فرزندان خود داشته باشند، در دوره نوجوانی مشکلات کمتری در ارتباط با همسالان و دوستان نوجوان خود خواهند داشت.

• در صورتی که نوجوانی از محبت مادرانه و پدرانه کافی برخوردار نباشند بیشتر احتمال دارد در این دوره در دام دوستان ناباب و انواع باندهای منحرف بیفتد.

• پیشنهاد می شود که به نوجوانان ملاکهای مهم در دوست یابی و بویژه آثار سوء و خطرهایی را که دوستان ناباب ممکن است برای انسان داشته باشند، آموزش داد و آنها را در این کار یاری کرد.

• لازم است که برای دوستان فرزند خود احترام قائل شده، از انتقاد بیش از حد یا سهل گیری پرهیز کرد. (بیابانگرد-ص٥٣)

آسیب شناسی دوستیها در نوجوانی:

الف) فشار همسالان: 

اصطلاح " فشار همسالان" براي تأثيري که گروه دوستان همسن مي تواند بر روي هر يک از اعضاي جوان گروه بگذارد، به کار مي رود. در دوره کسب استقلال از والدین، نوجوانان ممکن است در مواردی همرنگی کورکورانه ای با هنجارهای همسالان نشان دهند. تعداد اندکی از نوجوانان را می توان یافت که هوشیارانه با هنجارهای اجتماعی مربوط به گروه همسال همرنگی نمی کنند یا بر علیه آنها طغیان می کنند. چنین رفتارهایی ممکن است بسته به ارزشهای نوجوانان و دلایلی که برای آن آورده می شود مثبت یا منفی ارزیابی شود.

براي اغلب نوجوانان هيچ چيز بدتر از آن نيست که همسن و سال هايشان متفاوت با آنها باشند يا اين که در مقابل آنها احساس شرمندگي و سرافکندگي کنند. اين موضوع فقط در مورد پوشش مصداق ندارد بلکه مسائل ديگري از قبيل موي بلند يا زيورآلاتي که استفاده مي شود و... هم مصداق اين اصل هستند. نوجوانتان از شما مي خواهد به او اجازه دهيد تا مانند بقيه باشد و يا بدتر از همه، ممکن است بدون اطلاع شما اين کار را بکند.


برخی پیامدهای مربوط به همرنگی: 

همرنگی دارای پیامدهای مثبت و منفی است. رفتار کردن ، صحبت کردن و لباس پوشیدن شبیه دیگران سبب می شود نوجوان احساس تعلق داشتن کند. برای اینکه این احساس موثر باشد، درجاتی از اطمینان و ایمنی ضروری است. تا آن حد که گروههای همسال، رشد اجتماعی ، هیجانی و شناختی نوجوان را تشویق می کند می توان انتظار داشت که عضویت در گروههای همسال و همرنگی دارای پیامدهای مثبت است. با وجود این، همرنگی با گروه همسال ممکن است دارای پیامدهای منفی باشد. به خصوص در زمانیکه مانع رشد استقلال فردی شده و باورها و رفتارهایی را تشویق کند که به وضوح مورد علاقه و رضایت دیگر نوجوانان یا جامعه نیست. در این صورت، شاهد اعمال غیرقانونی و ضداجتماعی، اخراج از مدرسه، اعمال مرگبار و رفتارهای مشابه خواهیم بود.(همان-ص۲۰۰) 

کنار آمدن با فشار همسالان :

• سعي کنيد بپذيريد که نوجوان شما مجبور است خودش را با گروه دوستانش تطبيق دهد و هرگونه اجباري مبني بر متفاوت بودن با آنها باعث بروز غم بزرگي در او خواهد شد. ممکن است شما تشخيص دهيد که فلان کفش يا فلان مدل مو مناسب نوجوانتان نيست اما مطمئناً شما نمي خواهيد فرزندتان در برابر دوستانش سرافکنده و يا مسخره شود.

• تا آنجا که امکان دارد به نوجوانتان اجازه دهيد لباس يا فرم موي خود را خودش انتخاب کند حتي اگر انتخاب او مطابق سليقه شما نباشد. اما تغييرات ماندگار مانند خالکوبي يا جراحي هاي زيبايي غير ضروري ، مقوله ديگري هستند.

پس از تغيير مد، اين تغييرات به راحتي از از بين نمي روند. بنابراين به نوجوانتان بگوييد که اين کارها با تراشيدن سر يا رنگ کردن مو فرق دارد و نيازمند دقت بيشتري است. اگر او پذيرفت که از چنين مدهايي پيروي نکند که هيچ وگرنه شما اين حق را داريد که به عنوان پدر و مادر بر انجام ندادن کاري توسط فرزند نوجوانتان اصرار بورزيد. فراموش نکنيد نوجوانان هنوز هم نيازمند آن هستند که والدينشان حد و مرزهايي برايشان تعيين نمايند.

ب) دوستان ناباب:

از جمله مشکلات دوران نوجوانی ، عدم دقت در انتخاب دوست است. نوجوانان در این دوره بسیار آسیب پذیرند و زود پسند. و این حالت در آنها سبب می شود اغلب دوستانی انتخاب کنند که نه تنها برای آنها مفید نیستند بلکه گاه ثمرات بسیار تلخی نیز از این دوستی ها برایشان به بار می آید. انتخاب یک دوست ناباب می تواند باعث سقوط و انحطاط اخلاقی نوجوان گردد.

ج‌) افراط و تفریط در دوستی:

نوجوانان در دوستی پیرو عواطف و احساسات اند و به این موضوع که ممکن است فردا این دوستی گسسته شود نمی اندیشند. به همین علت، اغلب در دوستی افراط می کنند. این علاقه ممکن است نسبت به یک همکلاسی یا دانش آموزی در کلاس بالاتر ایجاد شود. دلبستگی به یک فرد بیگانه نشانه نیاز نوجوان به ارضای عواطف یا به تعبیری دوست داشتن و دوست داشته شدن است.( بیابانگرد٭-ص ۵١)

بعضی از پدران و مادران به این علت که مبادا فرزندشان لوس شود، محبت خود را به فرزند بروز نمی دهند، یا اینکه به آنها فرصت نمی دهند احساسات و عواطفشان را نسبت به پدر و مادر بروز دهند. و این کاستی در مرحله بلوغ، آنان را دچار مشکل می سازد. زیرا عدم ارضای این نیاز به دوست داشتن و دوست داشته شدن در خانواده و کمبود محبت اطرافیان نزدیک، عامل مهمی در بوجود آمدن دوستیهای افراطی و علاقه مندیهای بی فرجام به افراد بیگانه می شود. از پند و اندرز باید پرهیز کرد، چرا که در این سن بسیار کم تأثیر است. در این دوران ممکن است نوجوانان رفتاری از خود نشان بدهند که برای آن دوره از سن ، طبیعی و برای دوستان او نیز جالب باشد ، اما از نظر شما( والدین) جلف، بی مزه یا مسخره جلوه کند. در چنین شرایطی باید منطقی بود و با در نظر گرفتن شرایط سنی و روحیات نوجوان ، از خود عکس العمل نشان داد. هرگز نباید نگرانی و وحشت خود را از دوستی های غلط او به گونه ای شدید و غیر منطقی بروز داد.

د) میهمانیها و دوستان:

دوستی های دوران نوجوانی به مدرسه ختم نمی شود، بلکه آنان بسیار علاقه مندند که با یکدیگر در خارج از مدرسه نیز معاشرت داشته باشند، به خصوص دختران علاقه بیشتری برای رفتن به خانه یکدیگر از خود نشان می دهند. این امر شاید به این علت باشد که محدودیت بیشتری برای خروج از خانه دارند.

به طور کلی ، خانواده ها در مورد شرکت نوجوان خود در جشنها و مهمانیها به سه گونه عمل می کنند: گروهی بر خلاف میلشان اجازه می دهند، عده ای گاهی اجازه می دهند و گاهی مخالفت می کنند و عده کمی نیز اصولا مخالف اند. در صورتی که از نظر والدین رفتن به برخی مهمانیها اشکال نداشته باشند ، بهتر است قبل از آنکه اجازه دهند، در مورد محل مهمانی و میزبان و افرادی که در آن مهمانی شرکت دارند اطلاعاتی کسب کنند. می توان با والدین نوجوان میزبان ارتباط برقرار کرد یا از طریق مدرسه در مورد آنها اطلاعات بیشتری بدست آورد. البته نباید معاشرت نوجوان را به حد افراط کنترل کرد، زیرا این امر موجب نگرانی و ناراحتی او می شود. همچنین نوجوان دوست ندارد که والدین دوستانش را به باد انتقاد بگیرند. عدم پذیرش دوستان غرزند، سبب بدگمانی و بی اعتمادی نوجوان نسبت به والدین می شود. (همان٭-ص۵٢ )

د‌) مدل لباس : که در بخش دیگر در این باره سخن می گوییم.