يكشنبه, 31 ارديبهشت 1391

آخرین بروزرسانی:01:39:55 PM GMT

Font Size

Cpanel

موسیقی درمانی

  • مشاهده در قالب پی دی اف
میانگین امتیار کاربران: / 2
ضعیفعالی 

شايد انديشيدن به همين جريان بود كه افلاطون را بر سر اين اعتقاد آورد كه روح انسان پيش از تولد با ترانه هاي آسماني انس و الفت داشته  و لذتي كه پس از تولد از شنيدن نغمه هاي لالايي و آواز هاي كودكانه حاصل مي وشد ياد آور همان ترانه هاي آسماني است. امروز همه پژوهشگران به اين نكته شگفت انگيز پي برده اند كه توجه انسان به صوت از همان دوران جنيني آغاز ميشود، در اين دوران جنين به دو صوت يكي تپش قلب مادر و ديگري صداي نفس او خو مي گيرد به همين دليل است كه نوزاد در آغوش مادر حتي اگر مادر هم ساكت باشد با صداي آشنا و آرام بخش تپش قلب وصداي نفس او به خوابي خوش مي رود .

موسيقي درماني به مفهوم علمي و تجربي آن با گذر از تاريخي كهن و افسانه ي سرانجام با كوله باري از دانش و تجربه به عنوان رشته ي علمي و دانشگاهي به ثمر نشست ونيروي سيال و سحر انگيز موسيقي همگام با دانش پزشكي و روانشناسي به زندگي بشر نشاط، سلامت و انرژي بخشيد.

زماني در دست طبيبان نخستين براي تسخير امراض و اشباح مزاهم و خروج آن ها در هيجان ضرب آهنگ و حركات و آواهاي موزون شفا بخش بود و روزگاري در انديشه ي نوگرايان براي تنظيم هارموني عناصر بدن به كار رفت و امروز در برداشتي علمي و كاربردي براي اينجاد نيروي زندگي، سلامت و توانايي در مراكز گوناگون پزشكي ، روانپزشكي و زندگي روزمره مردم حضور يافته است. امروز ديگر همه افراد از كوچك تا بزرگ آرام و بي قرار، بيمار وسالم از فرد رنجور تا فرد مضطرب و افسرده ، از ناشنوا تا نابينا از كافر تا عابد و نيايشگر از نواي آرام بخش دلنشين موسقي بهره مي برند. جامعه ايراني علاقمند و نيازمند موسيقي است. موسيقي بخشي از صفا و مكان، تاريخ و احساس اوست در طول تاريخ روحيه ايراني به هنر سرزنده و سازگار بوده است تاريخ ايران پيش از هر صنعت ديگري با جلوه هاي هنر نمايان است، روحيه عاطفي ، حالت هاي شيدايي و ظرافت هاي احساسي والهامي خمير مايه خلاقيت هاي تاريخي هنر است هنري كه عشق ورزي ، وحدت و دلدادگي ها اساس آن است.

فصل اول

تعريف موسيقي درماني

اگر كنار خيابان باشيد و از مردم تعريف موسيقي درماني را بپرسيد احتمالاً با نگاه هاي خيريه بدون پاسخ و جواب هاي بسيار متنوعي روبه رو مي شويد:‌

موسيقي درماني يعني چه ؟‌

چيزي كه صداي موسيقي بيمار را بهتر مي كند.

آموزش موسيقي به مدرم در موسسات

نواختن موسيقي براي آرامش و كاهش فشار مردم

موسيقي يعني چه؟‌

اگر چه از سال 1950 موسيقي درماني به صورت يك درمان منظم حرفه اي در آمد اما هنوز عده اي از مردم بر داشت مختصري از مفهوم موسيقي درماني دارند و حتي ممكن است از وجود چنين سازماني بي اطلاع باشند .

موسيقي درماني را مي توان چنين تعريف كرد :‌ استفاده تجويز شده و سازمان يافته از موسيقي يا فعاليت هاي آن برايتغيير حالات ناسازگار زير نظر پرسنل آموزش ديده (موزيك تراپيست)‌ براي كمك به مراجعين در رسيدن به اهداف درماني است. اين تعريف داراي پنج جزء‌ كليد است كه بايد رعايت شود تا فعاليتي تحت عنوان موسيقي درماني در نظر گرفته شود.

الف :‌ موسيقي درماني درستور تجويز شده اي است موزيك تراپيست ها غالباً با ديگر متخصصان چون فيريو تراپيست ها ، پزشكان ، روانپزشكان ، مدد كاران اجتماعي و مربيان در يك تيم درماني يا آموزشي فعاليت مي كنند. آن ها به صورت تيمي كار ميكنند و با مشورت يكديگر تصميم ميگيرند تا بهترين خدمات را براي رسيدن به اهداف درماني هماهنگ كنند. نكته مهمي كه بابيد در نظر داشت اين است موسيقي درماني وسيله سرگرمي وبازي نيست، بلكه عامل اصلاح كننده تجويز شده اي است كه بهبودناسازگاري رفتار و حالات كمك مي كند.

ب:‌ موسيقي درماني شامل استفاده از موسيقي و فعاليت هاي موزيكي است .

موزيك تراپيست ها ملزم به گفتگوهاي گسترده با درمان جو نيستند آن ها براي ارتباط با درمان جو به جاي كلمات از موسيقي و فعاليت هاي مويكي استفاده مي كنند. فعاليت هاي موزيكي ممكن است شامل آواز خواندن، نواختن ساز، گوش دادن به موسيقي، تصنيف و ساختن آهنگ، حركت با موسيقي ، بحث درباره اشعار و يا خصوصيات آوازها يا تركيب سازها باشد.

ج:‌ موسيقي درماني به وسيلبه فرد آموش ديده نظارت يا هدايت مي شود.

موزيك تراپيست فرد تعليم ديده اي است كه با فعاليت هاي موزيكي نظم مي بخشد و تلاش م يكند تا با طرفين ارتباط درماني پيدا كند اين ارتباط مهمترين شاخص فعاليت موزيك تراپيست است.

د:‌ درمان جو موسيقي درماني را دريافت مي كند.

بيماران با انواع مختلف مشكلات جسمي و رواني و يا فشارات و اختلالات عاطفي – اجتماعي مي توانند از خدمات موسيقي درماني بهره مند شوند . براي استفاده از خدمات موسيقي درماني شرط سني وجودندارد و بيماران از نوزاد تا سالخورده مي توانند تحت درمان قرار بگيرند.

هـ :‌ فعاليت هاي موسيقي درماني اهداف درماني مختلف دارد.

هدف هاي درماني مقصود اهداي دارند اين اهداف مشخص مي كند كه چه تغييراتي بايد در رفتار و وضعيت درمان جويان به وجود آيد تا سطح كاركرد جسمي ، رواني و عاطفي و اجتماعي آن ها بهبود يابد اهداف درماني كه موزيك تراپيست براي درمان جو در نظر مي گيرد ماند اهدافي است كه ديگر اعضاي تيم پزشكي آموزشي براي او تعيين مي كنند ، تنها در نحوه درمان اختلاف وجود دارد . به اين ترتيب كه موزيك تراپيست از موسقي و فعاليت هاي مربوط به آن براي رسيدن به اهداف ردماني استفاده مي كند موزيك تراپيست ها از مهارت هاي موزيكي در جهت بهبود كاركرد جسمي، رواني و واكنش هاي عاطفي – اجتماعي و كمك به رشد توانايي هاي حركتي ، تحصيلي ، ارتباطي، روحيه اجتماعي و عاطفي استفاده مي كنند.

موسيقي درماني بيش از هر تكنيك درماني ديگري با ززندگي روزمره مردم آميخته و با نياز و احساس آن ها عجين شده است . به طوري كه همانند خواب و خوراك، خواندن شعر در هر مكان و محفلي ديده و شنيده مي شود اما علت گرايش و علاقه مردم به موسيقي بخاطر طبيعت و فطرت آدمي است كه مجذوب موسيقي است. ذات محرك و موزون موسيقي با فطرت وحدت طلب آدمي پيوندي ناگسستني دارد. پيوندي كه در همه دوره ها و مراحل تمدن بشري در ميان همه اقوام ديده مي شود و گسستن از آن غير ممكن است در مقاطع محدودي از زمان برخي از فرهنگ ها به لحاظ انحطاط و آشفتگي كوشيده اند از آن بر حذر باشند اما در عمل موفق نبودهاند و در عوض بنابر نياز فعال رواني طبع بشري تسليم و به استفاده مطلوب از آن معترف گشته اند.

طبيعت آدمي چه در اساس بيولوژيك و چه در ساختار رواني تحول و مسيري آهنگين را مي پيمايد و ريتم وهارموني در ساختمان آن ريشه دارد به همين لحاظ مجذوب نظم و هماهنگي و كنش هاي ريتميك بيروني مي شود. در ساختمان عصبي آدمي به طور فطري سه دريچه و تمايل مهم براي گرايش به بيان موزون اصوات و موسيقي دارد  شنيدن، خواندن، حركت كردن. اين سه دريچه نياز به ريتم و هماهنگي را بيش از حواس ديگر ارضاء‌ مي كنند و همچنين ابزار طبيعي موسقي درماني بدن به حساب مي آيند كه مورد استفاده روز مره ما هستند.

شنيدن و خواندن رايج ترين شيوه موسيقي درماني است كه همه در شرايط گوناگون زندگي به سادگي از آن سود مي جوييم و حال واحوال خود را در خوش آرامش و سبكي يا نشاط و سرزندگي كرده به انرژي و هيجان دروني توازن مي بخشيم هر كس كه در شرايط سالمي باشد هر از گاهي با شنيدن و خواندن احساسات خود را جاري مي سازد.

و برون مي افكند و انرژي كسل و يا نگران و سرگردان دروني را به سمت حالات و احساس مطلوب هدايت مي كند و از فشار بي رغبيت دل مي كاهد . اين شيوه درمانگري ساده هميشه و همه وقت مورد استافده مردم بوده است چنان كه آمده است ، داوود پيامبر هر از گاهي در كوه و دشت به الحان خوش نوايي سر ميداد تا فشار تالمات مكافات قوم را از دل بكاهد و مجدداً بر مردم و اجتماع فرود آيد و با قدرت و روحيه مسلط تري به اصلاح امور بپردازد.

شنيدن و خواندن دو ابزار ارزشمند خود درمانگري هستند وقتي كه از روي ميل نغماتي را مي شنويم و يا زمزمه مي كنيم در واقع به موسيقي درماني خود مشغوليم در واقع طبيعت خود را براي تسكين خود به كار مي اندازيم خواندن زمزمه زبان دل است كافي است كه دل نيازي براي بيان همدردي پيدا كند آنگاه حتي با ترنمي دروني و زمزمه اي ذهني و نه تنها سر دادن اوازي احساس را آرام آرام به جريان اندازيم و از تراكم آن مي كاهيم و بي قراري آن را از پوست و گوشت بدن به صورت موج، دما و... خارج سازيم تا حتي كه دل آرام گيردو حس كنيم كه كافي است.

اما اين كه چگونه و تا جه حدي بدور از افراط و تفريط به احساسات خود بپردازيم تا حدودياحساس و ذائقه رواني در حد نياز و مقدار متعادل آن را حدس مي زند. بديهي است هرچه اطلاعات ما در انتخاب شنيدني ها و حال وهواي خود بيشتر باشد در درك احساس درون نگري و تعادل جويي موفق تريم.

خوشبختانه ما ايرانيان به موسيقي درماني علاقه وافر و توجه ديرينه  داشتيم از دوره اي گوناگون موسيقي و شعر آراميخش تالمات و بستر تخليه و برونفكني احساسات رنجور مردم در مقابل تهاجم ها و شرارت هاي اقوام غير متمدن بوده است . موسيقي جزء‌لاينفك تاريخ ادبيات و دين و آيين كهن ايراني است اساساً ايران جزء‌ چهار تمدن بزرگ تاريخ – مصر، روم، يونان، و ايران بوده است كه در پي نهادن آن سهم عمده واساسي داشته است موسيقي درماني رشته ي است كه براي درمان و توانبخشي اختلالات جسمي و رواني گوناگون از موسيقي بهره مي گيرند و موسيقي درمانگر متخصصي است با تحصيلات دانشگاهي در اين رشته كه با استفاده از كاربرد موسيقي در درمان همانند و همراه ديگر متخصصان رشته پزشكي با توجه به وضعيت و نياز بيمار برنامه هاي  موزيكال مختلفي را طراحي مي كند و به كار مي بندد.

ابزار درمان

همانگونه كه هر درمانگري ابزار و وسايلي براي درماندارد موسيقي درمانگر هم براي درمان و تقويت از موسيقي و فعاليت هاي گوناگون همراه با موسيقي استفاده مي كند ابزار او سازها و وسايل صوتي هستند كه غالباً به سهولت و سادگي به كار گرفته مي شوند و صداي جذاب وگيرايي دارند صداي اين سازها استاندارد و در اندازه كوچك و بزرگ هستند.

مهمترين اين سازها از سازهاي خانواده ارف، زيلوفون ها ، متالوفون ها، بنرها و سازهاي كوبه ي مختلف هستند كه هم صداي مطلوب و استانداري دارند و هم به سادگي نواخته مي شوند از آنجايي كه منظور از موسيقي درماني توانبخشي و درمان است و نه آموزش موسيقي هر چه كار با سازها راحت تر و ساده تر باشند مناسب تر است.

 

نوع برنامه ها

نوع برنامه ها و فعاليت هاي موسيقي درماني به نوع ناراحتي نقيصه و مشكل بيمارو يا كودك بستگي دارد به تعريف ديگر درمانگر با توجه به ناراحتي مراجع كننده برنامه ريزي مي كند براي كودكاني كه دوچار مشكل حركتي هستند، برنامه هاي ريتميكي كه به كنترل حركتي آن ها كمك كند بيشتر مد نظر قرار مي گيرد براي مثال كودك روانژند به برنامه هاي موزيكالي احتياج دارد كه خاصيت برونفكني داشته باشند.

و هيجان هاي او را بيشتر تخليه كنند و عقب مانده ذهني به برنامه هايي كه به يادگيري مفاهيم بيشتر و خود ياري بيشتر آن ها كمك كند بنابراين بر حسب نوع ناراحتي ذهني ، عاطفي و حسي حركتي برنامه ها نيز قابل انعطاف اند و تنوع پذير. موسيقي درمانگر مي تواند براي دستيابي به اهداف درماني مورد نظر با استفاده از تجربيات موجود و روحيهاي خلاق برناه هاي متنوعي را طراحي نمايد.

طول درمان:‌

معمولاً جلسات موسيقي درماني از گروه هاي كوچك هماهنگ تشكيل مي شود شرايط شركت كنندگان هر چه همسان تر باشد اهداف و برنامه ها مشترك خواهد بود كه اين مسئله به هماهنگي و تقويت بيشتر گروه كمك مي كند. طول دوره و مدت زمان جلسات بستگيبه اهداف درماني مورد نظر و مشكل فرد دارد تعداد جلسات درماني گاهي هر روز و گاهي هفتگي چند جلسه است و مدت هر جلسه به مقتضاي حال و هواي هر درمان جو متفاوت است براي يك كودك انستيك كه حوصله و تمركز كافي ندارد ممكن است زمان جلسه پنج تا ده دقيقه طول بكشد و حدود يك دو سال نيز در جلسه موسيقي درماني شركت نمايد و براي كي كودك روان نژند هر جلسه يك ساعت به طول مي كشد.

فصل دوم

تاريخ موسيقي درماني فرهنگ هاي كهن و اوليه

از ابتداي تاريخ، بشر از موسيقي براي شفا استافده مي كرده است در فرهنگ ابتدايي آمريكا و قبايل قديم آن (شامان)‌ (طبيعت جادوگر)‌ رهبر موسيقي ، طبيب و روحاني قبيله بود شامان در موسيقي در ارتباط و معجزه و مراسم مذهبي براي خروج امراض از كالبد بيماران استفاده مي كرد قبايل سرخپوست آمريكا نيز آواز هاي مخصوص داشتند كه مردان طبيب از آن ها براي شفا مريضان از آن استفاده مي كردند در همه جاي دنيا آمريكاي شمالي ، آمريكاي جنوبي ، افريقا و آسيا ريتم طلب ها مهمترين نقش را براي مراسم شفا بخش جادوگران و درمانگران بازي مي كرد. شامان ها به وسيله علائم مخصوص طبل ها با خدايان تماس مي گرفتند و بين زمينيان و آن ها كه در آسمان بودند و موجوداتي كه در قسمت زيرين زمين قرار داشتند  رابطه برقرار مي كردند موزيك شناسان و انسان شناسان دريافتند كه هنوز در فرهنگ هاي بدوي موسيقي همراه با مراسم شفا بخش مورد استفاده قرار مي گيرد.

در شواهد موجود در تورات مي توان مشاهده كرد كه موسيقي قسمتي از زندگي عبريان را تشكيل مي داده وقتي كه خداوند از مردم عبري خواست روي دادهاي مخصوصي را به خاطر بسپارند به موسي (ع)‌ دستور داد كه به مردم آوازي بيماموزد كه به منزله ياد بودي از رويدادهاي مهم آن ها باشد. (تورات سفر نثنيه باب 31 آيه 19) عبريان معتقد بودند كه موسيقي مي تواند نتايج آرامش بخشي در زندگي روزمره مردم داشته باشد.

در فرهنگ باستاني مصر و بين النهرين ، موسيقي و شفا با معبد و مراسم مذهبي گره خورده بود زنگوله ها و راتلزها در موسيقي تشريفاتي مذهبي براي تسخير روح شيطاني بكار برده مي شود چيني هاي قديم و تمدن هاي هند موسيقي را شفا بخش ميدانستند در هند باستان نيز از فرمول هاي مخصوص موزيكال در كمك به هندوهابراي كسب يگانگي با وحدت عالم دررسيدن به تصوف، خودآگاهي معنوي ، بهبود سلامتي ذهن روح و خلوص بستر ضمير باطن استفاده مي شود.

 

 

فرهنگ روم و يونان:‌

در يونان قديم ارتباط نزديكي بين موسيقي وشاف وجود داشت يونايان معتقد بودند كه امراض نتيجه عدم هاروموني در وجود فرد است و موسيقي با قدرت روحي واخلاقي خود مي تواند در برگرداندن هارموني و نظم در نتيجه سلامتي فرد مورد استفاده قرار بگيرد از زماني كه يونانيان دريافتند موسيقي و مقام هاي متففاوت آن اثرات قابل پيش بيني در هدايت و عواطف بشر دارد از آن در درمان و پيشيگري بيماري ها استفاده نمودند .

فيثاغورث معتقد است كه موسيقي تجويز شده مخصوص مي تواند  به سلامتي فرد منجر شود و اورا به سمت اصواتي هدايت كند كه پايه شيرتونال موسيقي امروز را توسعه دهد.

رومي ها معتقد بودند موسيقي مارگزيدگي را علاج مي كند و با طاعون مبارزه مي نمايد همين موسيقي بي خوابي را نيز درمان مي كند افرادي مانند اسليپيادس ، سلسيوس، دنيقراطس، كاليوس، اورليانوس آريترس و كونتبليانوس، در درمان جنون افكار ماليخولياي هيجان هاي نامتعادل بيماران رواني را استفاده مي كردند .

قرون وسطي :‌

در اوايل قرونوسطي به تاثير فراوان موسيقي بر شخصيت واخلاق و رفتار هاي معنوي فرد تاكيد داشتند بنابراين نقطه نظر موسيقي ركن مهمي در آموزش جوانان قرون وسطي شد در قرون وسطي كليسا تسلط نافذي بر زندگي مردم داتش آموزش موسيقي نيز مانند سيار موارد زندگي بوسيله كليسا تنظيم مي شد از نظر كليسا بعضي از فرم هاي موسيقي نامناسب بودند و پيامدهاي شرك آميز داشتند و براي حالات رواني و اخلاقي زيان بخش بودند در قرون وسطي دين و موسيقي مذهبي بخش مهمي از روش درماني قرون وسطي را تشكيل داده بود تارانيسم، بيماري عجيب آن روزگار بود كه به اعتقاد مردم فقط با موسيقي و رقص مداوا ميشد .

رنسانس:‌

در دوره رنسانس هر دو گروه موزيسين ها و پزشكان به دوران كلاسيك يونان نظر افكنده و از آن الهام گرتفه اند عقيده يوناني ها كه سلامتي را ناشي از هارموني عناصر و ناخوشي را عدم هارموني مي دانستند در دوره رنسانس رواج يافت و جانشين نظريه اي قرون وسطي كه مرض را نتيجه اي براي گناه مي دانستند گرديد.

 

 

رابطه بين كيهان ، انسان و موسيقي در دوران رنسانس

موسيقي

انسان

كيهان

 

 

مقام

عنصر

مزاج

منبع

خلط

عنصر

 

مري گين

ليدين

دورين

ميكيوليدين

سوپرانو

آلتو

تئور

بانس

صفراوي

دموي

بلغمي

سودايي

كبد

قلب

مغز

طهال

صفرا

خون

بلغم

سودا

آتش

هوا

آب

خاك

                 

 

قرن 17 تا نيمه قرن 18 اعتقاد به قدرت و تاثير موسيقي به شخصيت ، عواطف ، اميال ، ذهن و جسم بشر به وسيله تئوريسين هاي موسيقي آلماني تحت عنوان فيگورين يا نظريه فيگور تدوين شد اعتقاد مردم به تاثير درماني موسيقي در اين دوره ناشي از اشارات زياد نويسندگاني چون :‌

شكسپير و اسپنسر به اين موضوع بوده است در اين دوره موسيقي با حفظ اهميت خود به عنوان يك امداد پزشكي براي خانواده هاي سلطنتي مورد توجه بود از قرن 17 به بعد نيز نوشته ها نيز به تاثير رواني موسيقي اختصاص داشت.

نيمه قرن 18 تا اواسط قرن 19 :‌

هر چند در اواخر قرن 18 شروع به استفاده از ادعاي موسيقي درماني كردند اما باز هم در اين دوره ارتباط نزديك ين موسيقي و طب ادامه داشت به عنوان مثال اسكيرول در سال 1748 در كتاب خود به نام جنون در بيماري هاي رواني

موسيقي را در يك عامل با ارزش درماني ناميده است .

در قرن 18 مطبوعات رسمي آمريكا به معرفي كاربرد موسيقي به ععنوان يك عامل جنبي در درمان پزشكي پرداختند در اوايل قرن 19 پينل وديگر پزشكان فرانسوي از قدرت موسيقي در درمان بيمارهاي عصبي و رواني مانند:‌ هيستري استفاده كردند. با وجود اين كه موسيقي در طول قرن 19 در درمان هاي پزشكي مورد استفاده قرار مي گرفت اما حوزه فعاليت هاي موسيقي و پزكشي تا اندازه اي از يكديگر جدا شده بود و هر كدام رشد مخصوصخود را داشتند با اين وجود همين موارد محدود كاربرد موسيقي در درمان فرضيه اي ايجاد موسيقي درماني را براي قرن 20 فراهم ساخت.

قرن 20 :‌

با وجود آن كه در بحبوحه جهش هاي تكنولوژي قرن بيستم ارتباط نزديكي كه بين موسيقي و طب وجود داشت عميقاً فراموش شد گاهي تحقيقاتي علمي در طول قرن در مورد منافع موسيقي درماني صورت مي گرفت. در اواخر قرن 19 چند نفر بررسي كاربرد اصول علمي تاثير موسيقي درماني را شورع كردند در اينقرن اختراع ضبط صت نيز جاذبه استفاده از موسيقي در بيمارستان را در طول تغيير قرن افزايش داد و از نوارهاي موسيقي براي تفريح راحت خوابيدن آرام كردن كاهش ترس از جراحي و بي حسي و بي دردي استفاده شد.

در سال هاي اخير در آمريكا از موسيقي به عنوان داروي پيشگيري و تقويت كننده سلامت استفاده مي شود و به نظر مي رسد كه موسيقي باعث تجديد حياط مي گردد.

موسيقي درماني در تاريخ ادبيات ايران:‌

موسيقي آرامبخش در ايران باستان با ظهور دين زرتشت آغاز شد كتاب اوستا و اشعار آهنگين گات ها الهام بخش موسيقدانان براي تصنيف آوازها و ملودي و همچنين تشكيل مراسم و آيه هاي موسيقيايي بوده است در واقع موسيقي در تاريخ ايران با مضامين ديني آرام بخش همراه بوده است در آثار باستاني ايران وجود ابزار و آلات رامشگران به چشم مي خورد آثار و نوشتارها به چشم مي خورد كه موسيقي در خدمت مفاهيم ديني، جشنها و مراسم و آرايش هاي نظامي بوده است بعد از حضور اسلام در ايران عمده فعاليت هاي موسيقيايي نوشتاري و نظري شد و نتيجه مطالب نظري رنگ و بويي از برداشت هاي يونانيان داشت كه با تغييراتي مستقل شده بود در اين دوره به دليل ممنوعيت هاي مذهبي موسيقي و زمينه هاي درماني آن رشد چنداني نكرد و موسيقيدانان چندان ايام آسوده اي نداشتند و سير مداوم و متحولي به چشم نمي خورد .

آثار نوشتاري گذشتگان در مورد تاثير موسيقي بر روح و نفس بر محور تبايه و مزاج زمان و افلاك و سماع است.

نظر فيلسوفان ايراني در مورد تاثير موسيقي بر مزاج و كواكب و طالع شناسي افراد اقتباسي از تئوري هاي يونايان بود كه افشاي آن از خلافيت عباسيان و اوج فعاليت هاي علمي مسلمانان و ترجمه آثار دانشمندان يوناني به عربي بوده است.

بخش نظرات متون به جا مانده نيز تاثير موسيقي را در بيماري هاي جسمي نشان مي دهد در اينميان دانشمند بزرگ ابن سينا با دقت به اين موضوع پرداخته است و ديگر فيلسوفان از جمله :‌ مولفان رساله اخوان الصفاء، عنصر المعالي و ارموي هم به اين نكته اشاره هايي دارند.

فصل سوم

تاثيرات موسيقي درماني بر بيماري هاي رواني

موسيقي درماني براي گروه هاي مختلف درمانجواين موثثر شناخته شده است لاتون (1980) در بررسي خلاصه از نتايج خود گزارش مي دهد كه موزيك تراپيست ها با سنين مختلف افراد از كودك تا سالخورده كار كرده و بيماران مراجعه كننده آن ها بسيار متنوع بودند اين مراجعين بيماري هاي مختلفي داشته كه شامل انواع بيماري هاي رواني، ناتواني هاي رشد ، ناتواني هاي جسمي ناشي از آسيب هاي عصبي ، معلوليت هاي ارتوپدي، آسيب هاي حسي و اختلال هاي ديگر پزشكي است كه موزيك تراپيست ها براي درمان آن ها از روش هاي مخصوص موسيقي درماني استفاده كرده اند.

عقب ماندگي ذهني و تاثير موسيقي درماني بر آن:

اصلاح عقب مانده ذهني به عملكرد ذهني پايين تر از حد متوسط دلالت دارد. كه با ناسازگاري هاي رفتاري همراه است و در طول دوره رشد آشكار مي گردد. براي اين كه فردي به عنوان عقب مانده ذهني شناخته شود بايد سه معيار داشته باشد:‌

1 . كاهش قابل توجه عملكرد هوش از حد متوسط به طوري كه دو انحراف استاندارد و يا پايين تر از ميانگين تست هاي هوش باشد.

2 . نارسايي در رفتارهاي مربوط به سازگاري كه ممكن است شامل تاخير رشد حركتي، رواني، زباني، اجتماعي، عاطفي شناختي و يا مهارت هاي خودياري باشد.

3  . با توجه به نظر گرشمن احتمال دارد عقب ماندگي در خلال مقاطع رشد از آغاز تولد تا سن 18 سالگي اتفاق بيافتد از آنجايي كه عقب ماندگي در خلال دوره رشد آشكار مي شود آن ها را گاهي تحت عنوان ناتواني هاي رشدي يا تاخير يافتگان رشد مي نامند.

بسياري از فعاليت هاي موزيكي براي عقب ماندگان ذهني منافع درماني دارد. با حركات ريتميك موزيكال مي توان مهارت در هماهنگي هاي حركتي را بهبود بخشيد خواندن مي تواند انگيزه و نقطه شروعي براي رشد زبان و مهارت هاي ارتباطي آن ها باشد مهارت هاي درك خواندن و درك مطلب مي تواند به وسيله لغاتي كه در آوازها يا ديگر فعاليتهاي موزيكي وجود دارد تقويت شود آن ها با شكرت در فعاليت هاي گروهي موزيكي مي توانند رفتار هاي اجتماعي مناسب را ياد گرفته مهارت هايي در همكاري گروهي به دست آورند.

موسيقي درماني نيز همچنين نيروي زيادي براي كمك به افراد عقب مانده شديد دارد به عنوان مثال موسيقي كه در تكنيك هاي شديد استفاده مي شود در تحريك حركات و ايجاد پاسخ در عقب ماندگان عميق بي حركت و ناهوشيار موثر است در اين جريان از موسيقي براي تماس نزديك بدني وتحريكات جسمي استفاده مي شود تا اين درمانگر تا بين درمانگر و درمانجو ارتباط به وجود آيد.

اشخاصی که ناتوانی یادگیری دارند و تاثیر موسیقی درمانی بر آن :

کودکی که ناتوانی یادگیری دارد دارای مشکلات خاصی در ادراک ، یکپارچگی یا فرآیندهای بیانی است که به کارکرد یادگیری وی آسیب فراوانی میرساند.این تعریف شامل کودکانی که در سیستم عصبی مرکزی نقص دارند میشود که ابتدا به عنوان آسیب دیدگی کارایی یادگیری خوانده میشوند.

بعضی از رفتارهایی که معمولا با نقایص یادگیری در ارتباط هستند شامل مواردی پر جنبشی ، نقایص ادراکی  حرکتی ، اختلالات هیجانی نقیصه های جهت یابی و درک جوانب ، اختلالات در توجه ، تحریکات آنی ، اختلالات حافظه و تفکر انتزاعی و نقایص ویژه ای در امر یادگیری خصوصا در خواندن و نوشتن میشود .

برنامه های موسیقی درمانی برای افراد ناتوان در یادگیری معمولا بر محور یکی از چهار مورد زیر و یا بیشتر تمرکز دارد:

1.       دستیابی به اداره ی رفتار

2.       استفاده از موسیقی به عنوان یک پاداش و تقویت کننده جهت انجام درست وظایف تحصیلی

3.       استفاده از فعالیتهای موزیکی برای ارائه و یا شرح مفاهیم و جریانهای ویژه ی تحصیلی

4.       بالا بردن سطح رشد عاطفی و اجتماعی

برای افرادی که ناتوانی در یادگیری دارند اغلب اداره ی رفتار بعنوان اولین مرحله ی موسیقی درمانی تلقی میشود.

کنترل رفتار  برای توسعه مهارتها و یادکیری امری ضروری است ، برنامه های موسیقی درمانی میتواند با سطح مشکل فرد تنظیم شود به طوری که درجه دشواری برنامه های موسیقی، تکمیل کننده ی سطح کنترل رفتار مورد انتظار در هر مرحله از جریان موسیقی درمانی باشد.

فعالیتهای شنوایی موزیکی که این افراد را به توجه و نظم بخشیدن و به خاطر آوردن محرکهای شنوایی ملزم میسازد میتواند به آنها در تقویت گوش دادن و تمرکز در وظایف محوله کمک کند .موزیک تراپیستها همچنین از بلندی و کوتاهی صدا ،سرعت ، (طنین) و زیر و بم برای کمک به تقویت هشیاری و تشخیص شنوایی استفاده می کنند .

آوازها و فعالیتهای موزیکی همچنین میتواند به ناتوانان یادگیری کمک کند تا قدرت زبان خواندن و سایر مهارتهای تحصیلی خود را بالا ببرند.

بالاخره فعالیتهای موزیکی میتواند امنیتی در ارتباط و بیان فراهم کند.برای افرادی که در ارتباط شفاهی و کتبی دچار مشکل هستند ارتباط غیر کلامی موسیقی میتواند تجارب موفقیت آمیز مهمی فراهم کند . رفتار خوب،انگیزه، کنترل شخصی و خودکاوی لازمه بهره بردن از برنامه های تحصیلی درمانی است. موسیقی میتواند تجربه ی اولیه ای در تقویت این احتیاجات اساسی یادگیری باشد.

کودکان اُتیستیک و تاثیر موسیقی درمانی بر آن:

طبیعت موسیقی و تاثیر ریتم به حدی است که کودکانی را که در پایین ترین سطح از بازتابهای فیزیکی هوشی و اجتماعی قرار دارندتحریک می کنداز جمله کودکان اُتیسم . از برنامه های موسیقی درمانی برای پیشرفت در زمینه ی درک و آگاهی ، کنترل حرکتی ، افزایش توجه ، تقویت حافظه و توانایی کلامی  این گروه کودکان استفاده میشود. تمرینهای موسیقی درمانی بعنوان تقویت کننده ای برای ایجاد پاسخهای متقابل و آگاهانه آنها طراحی میشود. تکلم ، پاسخهای شفاهی متقابل  تماس چشمی ، آگاهی محیطی و رفتارهای مناسب اجتماعی آنان را افزایش میدهد.کناره گیری و فرار از واقعیت از جمله خصایص کودکان اتیستیک است و حتی گاهی مقاومت می کنند و از شرکت در جلسات موسیقی درمانی طفره میروند،اما از شنیدن قطعاتی که موزیک تراپیست مینوازد و یا توسط نوار پخش میشود لذت میبرد.

کودکان اتیسم تشویق میشوند از قسمتهای مختلف ساز استفاده کنند  تا بر ترس و محدودیتها و تکرارهای  وسواسی خود غلبه نمایند . قطعاتی که برای کودکان اتیسم باید ریتم و آهنگ هیجانبخش داشته باشد تا احساس کودک برانگیخته شود. زمان جلسات موسیقی درمانی کودکان اتیسم کوتاه است و گاهی به ده دقیقه میرسد و بیشتر به همکاری و تمایل کودک بستگی دارد اما تعداد جلسات موسیقی درمانی زیاد است بطوری که گاهی سالها طول میکشد. تا مهارت کافی در کنترل حرکتی افزایش توجه، به تواناییهای کلامی و ادراکی حاصل شود.

. کودکان روان نژند و اختلالات رفتاری و تاثیر موسیقی درمانی بر آن :

هر کودکی ریتم را ـ حتی در حالت روان نژندی و عقب ماندگی ذهنی حس میکند ، در واقع احساس ریتم غریزی است و به همین دلیل همه ی کودکان موسیقی را دوست دارند، از آن لذت میبرند و شاد میشوند . جلسات موسیقی درمانی برای کودکان روان نژند بیشتر دوست داشتنی و دلنشین است و انجام آن روحیه ی اجتماعی ،احساس اعتماد به نفس و ارزش شخصی آنها را افزایش میدهد.آنها در نخستین جلسات تشویق میشوند تا سازه ا را از نزدیک لمس کنند و به صدا در آورند.دیدن و به صدا در آوردن سازها علاقه و کنجکاوی کودکان را بر می انگیزد و موجب میشود  کودکانی که از خود مقاومت ،گوشه گیری ،پرخاشگری و یا ترس نشان میدهند به فعالیت  و برنامه ها علاقمند شوند . موسیقی مانند نقاشی  اثر برون فکنی دارد . کودکان روان نژند از تنشهای گوناگونی رنج میبرند که معمولا فرصت مناسبی  برای بروز احساسات و تنشهای خود پیدا نمیکنند . آنها در طی روز با موقعیتهای ناگوار گوناگونی مواجه میشوند وتنشهای خود را حس میکنند . جلسات موسیقی درمانی فرصت بسیار مناسبی برای بروز ترسها ، تنفرها،هیجانها و احساسات مختلف آنها فراهم میکند بدون آنکه از احساسات خود ناراحت شوند . امنیت و پذیرش مهمترین نیاز کودکان روان نژندی است که در جلسات شاد و لذتبخش موسیقی درمانی تامین میشود.

درمانگر میتواند ریتم و سرعت آهنگی که مینوازد با هیجان کودک هماهنگ کند و از کودک بخواهد که حرکات موزیکال را با ریتم انجام دهد و سرعت حرکت را با تغییر ریتم تغییر دهد.

برای کودکانی که دچار ترس،عدم اعتماد به نفس ، گوشه گیری و افسردگی هستند میتوان ابتدا از ریتم سنگین استفاده کرد و سپس ریتم را سریع و پر تحرک کرد .

مشکلات کودکان  با تیک عصبی و کودکانی که دچار اختلالات فکری وسواس گونه و یا بی دقتی هستند با شنیدن موسیقی و خواندن آواز خفیف تر میگردد.شنیدن موسیقی پریشانی فکر و فشار اختلالات ذهنی آنها کاهش میدهد.

بطور کلی برنامه موسیقی درمانی برای بروز هیجان کودکان روان نژند دریچه ی گوناگونی را میگشاید، کودکان را به استفاده از نیروی بدنی ترغیب میکند ،ترس و تنفر آنرا نسبت به تجربه کاهش میدهد، از نگرانی آنها در احساس ناتوانی و برقراری ارتباط با دیگران میکاهد و از همه مهمتر فعالیتهای عملی و حرکتی موزیکال بصورت پلی تخیل کودک را به واقعیتها و اشیا هدایت میکند. توانایی جلسات موسیقی درمانی در جذب علاقه و توجه کودکان روان نژند به مراتب بیشتر از دیگر تکنیکهای درمانی کودکان است.

اختلالات رفتاری یا بیماری روانی بزرگسالان و تاثیر موسیقی درمانی بر آن :

بزرگسالان دارای اختلالات رفتاری و یا بیماری روانی، بطور دائم و مزمن رفتار نابهنجار فردی یا اجتماعی نشان میدهند، اختلالات بزرگسالان با عقده های زیادی توام است که علت آن ناشی از زمان طولانی بیماری و ارتباط با فشارهای روزانه ی زندگی است. واکنشهای حاد مزمن نتیجه فشار در مدتی طولانی است . در بزرگسالانی که اختلالات رفتاری دارند رفتار آنها موافق و سازگار با انتظارات و معیارهای اجتماعی و فرهنگی جامعه نیست. بعضی از آنها مشکلاتی در سازگاری اجتماعی دارند که به صورت رفتارهای منحرف بروز میکند ، مانند فحاشی، قانون شکنی، و یا اختلال در کنترل تحرکات آنی.

انجمن روانپزشکان آمریکا) (A.P.A مشکلات رفتاری فحاشی ، وابستگی، شخصیتهای ضد اجتماعی ، اختلالات سازگاری،آشفتگی رفتاری و اختلالات تحریکات آنی را در لیست بیماریهای روانی قرار میدهد.موسیقی با نظم و ساختار ذاتی ، نیروی ارتباط غیر شفاهی و رغبت ملایمی که دارد میتواند بعنوان ابزار امنی در ایجاد درک واقعیت و ارتباط غیر کلامی برای ارتباط با بیماران شدید روانی مورد استفاده قرار بگیرد. فعالیتهای تجربی موزیکی مثل آواز خواندن ، نواختن ساز، انتخاب نوارهایی برای شنیدن دو حرکت با موسیقی درک وضعیت زمان و مکان را بوجود می آورد و دقت بیماران و توجه لحظه به لحظه آنها را ایجاب میکند. فعالیتهای سازی و فعالیتهای حرکتی موزیکال میتواند به تقویت مهارتهای حرکتی، افزایش احساس هشیاری ،تقویت پیروی از دستورات، یادگیری ارتباط غیر کلامی با دیگران و آموختن همکاری  به کسب نتیجه مطلوب کمک میکند.

موزیک تراپیستهایی که با بیماران بزرگسال دارای اختلالات رفتاری و روانی کار میکنند چند مسئولیت دارند که شامل موارد زیر است.

1.       بوجود آوردن یک محیط گرم و امن که موجب تقویت احساس ارزش شخصی و انگیزه از طریق تاکید بر تجربیات موفقیت آمیز شود .

2.        مشخص کردن انتظارات و محدودیتهایی که برای رفتارهای مناسب گروهی لازم است .

3.       راهنمایی و یادآوری توجه بیمار به سمت وظیفه موجود.

4.       آگاه شدن از پاسخهای خود و اهمیت رفتار متقابل.

5.       درک و توجه دادن به آنها بعنوان اینکه فرد بزرگسالی هستند.

بیماران پیر و تاثیر موسیقی درمانی بر آنان:

پیر به کسی اطلاق میشود که حداقل 65 سال دارد . پیران عموماَ دارای مشکلات گوناگون جسمی ، روانی و یا اجتماعی ـ عاطفی هستند.

سالمندی معمولاَ با درجاتی از زوال کارکرد جسمی و ذهنی همراه است باید به خاطر بسپاریم که این درجات در افراد مختلف متفاوت است .بیشتر پیران خصوصاً آنها که در موسسات شبانه روزی زندگی میکنند علائمی از اختلالات  فکری و بدنی دارند.هرقدر اختلالات جسمی و یا ذهنی پیران شدید تر شود مجبور میشوند به دیگران وابسته تر شوند و این افزایش وابستگی به دیگران موجب از دست دادن احساس ارزش شخصی میشود.ترس از از دست دادن استقلال و وابستگی به دیگران یکی از بزرگترین ترسهای خودآگاه پیران است.از آنجا که موسیقی بخش لذتبخشی از زندگی غالب مردم را تشکیل میدهد موسیقی درمانی میتواند روش بسیار موثری در ایجاد ارتباط با پیران باشد. بسیاری از فعالیتهای موزیکی میتواند در افزایش و حفظ جنبه های مختلف جسمی ، روانی و یا عاطفی ـ اجتماعی پیران مورد استفاده قرار بگیرد بعلاوه موسیقی میتواند در فراهم کردن تحریکات حسی و ذهنی مفید در کیفیت زندگی مورد استفاده قرار بگیرد.

فعالیتهای موزیکی میتواند در بهبود و حفظ عملکردهای روانی بیماران پیر نقش مهمی ایفا کند . میتوان از موسیقی بعنوان فعالیت لذت بخش اوقات فراغت استفاده کرد و آنرا بعنوان فرمی از بازی بزرگسالان در نظر گرفت. برای پیرانی که دچار آشفتگی فکری هستند موسیقی میتواند وسیله ی اساسی توجیه واقعیت باشد. مهم است به خاطر بسپاریم که موسیقی مورد علاقه پیران مانند دیگر اقشار مردم دامنه ی وسیعی دارد.سالمندان تنها به موسیقی مذهبی و موزیکهای مشهور گذشته علاقه ندارند. علاقه ی آنها متناسب با سنشان تغییر میکند. همچنین افراد مسن موسیقی محرک را به موسیقی آرامبخش ترجیح میدهند و برای کیفیت تجربیات امتیاز زیادی قائل میشوند .

بالاخره باید به خاطر داشت چه پیرانی که در اجتماع بسر میبرند و چه آنهایی که در موسسات زندگی میکنند متناسب با شرایط سنی خود ظرفیت پیشرفت در موسیقی را دارند.

. استفاده از موسیقی درمانی در برنامه های درمان استرس :

آینده موسیقی درمانی بطور مشخص در مسیر اصلی خدمات مربوط به سلامتی قرار میگیرد. شکلی از خدمات درمانی که در سالهای اخیر بیش از هر چیز دیگری شایع بوده برنامه ی درمان استرس است.منطقی بنظر میرسد که موسیقی با قابلیتی در تحت تاثیر قرار دادن پاسخهای روانی و عاطفی دارد ، بطور طبیعی مناسب برنامه های درمانی باشد.موسیقی متن میتواند پاسخهای ناشی از استرس را کاهش داده  و در هنگام استرس موجب آرامش شود.موسیقی همچنین میتواند با آموزش سبک سازی و تکنیکهای بازخورد زیستی ترکیب شده و فشار و استرس را کاهش داده و واکنشهای سبک سازی را آسان کند.در واقع موسیقی درمانی میتواند از قسمتهای اصلی برنامه ی درمانی استرس باشد و بعنوان قسمت مکمل درمان گروهی محسوب شود. بنابراین هدف اصلی این نوع موسیقی درمانی توجه دادن افراد به خودشان است که با گوش دادن به موسیقی در حقیقت به خود گوش بدهند. موسیقی درمانی به فرد کمک میکند تا :

1)      زمینه های استرس را مشخص کند

2)      احساس خود را درباره شرایط استرس مشخص و ابراز کند

3)      احساسات خود را تصفیه کند

4)      با گروه همکاری کرده خود نیز از بازخورد آن بهره مند شود.

5)      مکانیزم های همانند سازی مثبتی برای کنار آمدن با موقعیتهای استرس زا پیدا کنند.

موسیقی درمانی در زایمان و مراقبتهای مربوط به نوزاد:

اخیراً  موسیقی در ارتباط با روشهای آمادگی زایمان به منظور اهداف زیر به کار گرفته شده است:

1)      محرکی برای تمرکز حواس.

2)      محرکی برای انحراف حواس از درد.

3)      محرکی برای واکنشهای خوشایند.

4)      محرک شرطی برای سبک سازی

5)      کمک ساختاری برای تنفس.

در واقع زنانی که در برنامه های زایمان موسیقی درمانی حمایت شده شرکت میکنند به مراتب نسبت به زنانی که از این روش استفاده نمیکنند خاطرات و تجربیات بهتری از زایمان دارند. در واقع در طی زایمان  درد و اضطراب کمتری را تجربه میکنند .

موسیقی همراه با عناصر صدا و ریتم میتواند نقش مهمی در مراقبتهای مربوط به نوزاد داشته باشد. مطالعات گوناگون ثابت کرده است محرک ریتمیک ضربان قلب مادر میتواند بطور موثری  نوزاد تازه متولد شده را آرام سازد.

منابع :

1-مقدمه ای بر موسیقی درمانی   نوشته: ژاکلین  اشمیت پترز     ترجمه : دکتر علیزاده محمدی

2-موسیقی و افسردگی             نوشته: م . ج فان لیبورگ              ترجمه دکتر پرویز بهادران ،دکتر علی فیروزآبادی

3-آموزش موسیقی و موسیقی درمانی کودکان استثنایی            نوشته: دکتر علیزاده محمدی

4-موسیقی درمانی                                                                           نوشته: دکتر علیزاده محمدی

5-سیر تاریخی موسیقی در ایران                                               نوشته : دکتر بهروز بیرشک

6-دیدگاههای نوین بر ردیف موسیقی ایرانی                                  نوشته: دکتر علیزاده محمدی

7-اینترنت                                                             http://www.iran4me.com/pezeshki

صفحه ی کنونی: مقالات هنر درمانی هنر درمانی موسیقی درمانی