نه تنها هنر روانشناسی تصویر ذهنی به اثبات رسیده بلکه توانسته به تبیین بسیاری از پدیده های مدتها از پیش شناخته شده و درست درک نگردیده کمک کند. از جمله امروزه مدارک بالینی بی شک و شبهه ای در زمینه های روانشناسی فردی ،روانپزشکی و روانشناسی صنعتی، دال بر وجود شخصیت های موفقیت طلب ، شخصیت های شکست طلب، شخصیت های مستعد خوشبختی، شخصیت های مستعد بدبختی، شخصیت های مستعد سلامت، شخصیت های مستعد بیماری، در اختیار داریم. روانشناسی تصویر ذهنی در این زمینه ها و بسیاری از حقایق مشهود زندگی بینش تازه ای می آفریند. در زمینه ی قدرت تفکر مپبت بصیرت تازه ای ایجاد می کند و مهمتر از آن توضیح می دهد که چرا در برخی از افراد صادق است و در مورد برخی دیگر صدق نمی کند. تفکر مپبت به خصوص وقتی که با تصویر ذهنی خود سازگار باشد ، به راستی که اعجاز میکند، اما در صورت نا سازگاری ، مادام که تصویر ذهنی تغییر نکرده ، کارگر نمی افتد.
تغییر تصویر ذهنی
تغییر تصویر ذهنی، در هر جهت که باشد، در جهت بهتر شدن یا بدتر شدن، تنها ناشی از خرد ، یا ناشی از دانش خردمند نیست، حاصل تجربه کردن است. خواه ناخواه، تصویر ذهنی، حاصل تجربه های خلاق گذشته است. به همین طریق هم می توانید آنرا تغییر دهید. این کودک نیست که به او درس عشق می دهند، اما کودکی که عشق را تجربه کرده، تبدیل به یک بالغ سالم، شادمان و سازگار می شود. میزان اعتماد به نفس یا بی تکلیفی امروز ما، حاصل " تجربه ای " است که کرده ایم، حاصل یادگیری اندیشمندانه نیست.
درک روانشناسی " خویش " می تواند جای موفقیت و شکست، عشق و تنفر، تلخ کامی و شادکامی را با هم عوض کند. با کشف خویش حقیقی می توان ازدواج متزلزلی را نجات داد، می توان به زندگی از هم پاشیده ای استحکام بخشید و قربانیان " شکست شخصیت " را مسخ و متحول کرد. در زمینه ای دیگر خویش واقعی را که پیدا کردید، تفاوت میان آزادی و اجبار برابری را درک می کنید.
آیا جراحی پلاستیک به بهتر شدن عزت نفس کمک می کند؟
در ظاهر اینطور به نظر می رسد که رابطه ای میان جراحی و روانشناسی وجود نداشته باشد، اما تغییرات چشمگیری که در کنش و شخصیت شخصی که عیبی از صورتش برداشته می شود این مسأله را در ذهن روانشناسان و جراحان پلاستیک به وجود آورد که جراحی پلاستیک تأثیر به سزا و ماندگاری در جنبه های مختلف شخصیت انسان می گذارد. به نظر می رسد که تغییر تصویر ذهنی در بسیاری از موارد ، شخصیت کاملاٌ جدیدی می آفریند. اغلب چاقوی جراحی در دست فرد جراح عصای جادویی بود که نه تنها قیافه ی بیمار را تغییر می داد ، بلکه زندگی او را هم متحول کرد. جراحی زیبایی ممکن است فایده های بسیاری داشته باشد که بارزترین آن بهتر کردن فیزیکی است که ایرادی دارد، ولی ظاهر فیزیکی ما عمیقاٌ از افکا درونی، احساسات، فهم، اهداف و تمایلات ما سرچشمه می گیرد. در زندگی روزمره ی ما از محل کار تا فعالیت های اجتماعی دیگر، ما مایلیم بدنمان زیبا به نظر بیاید نه تنها از نظر حفظ سلامتی بلکه به لحاظ ظاهری نیز زیبا به نظر بیاید.
ما متناسب با اتفاقات لباس می پوشیم، موها و ناخن هایمان را درست می کنیم و آرایش می کنیم و از عطر و ادکلن استفاد ه می کنیم. ما تلاش می کنیم نه تنها خودمان را به صورت قابل قبولی نمایش دهیم بلکه ظاهر بیرونیمان به گونه ای باشد که احساس غرور کنیم. ما به دنبال احترام برای بدنمان هستیم و مازاد بر احتیاجمان می خواهیم زیبا و جذاب باشیم. وقتی هیچ کدام از این کارها را نمی کنیم ممکن است، شلخته، بی انگیزه و کمتر قادر باشیم تا وظایفمان را انجام دهیم.
وقتی به طور کامل با بدنمان راحت نیستیم، سطح اعتماد به نفس پایین می آید. تأثیر جراحی زیبایی برای خیلی ها را می توان با کاهش وزن مقایسه کرد. کسانی که سعی کرده اند و چند پوندی وزن کم کرده اند پیشرفت هایی مثل احساس جوانی دوباره، جذابیت و اعتماد به نفس بیشتری دارند،زيرا که دیدن تغییرات فیزیکی می تواند خیلی تحسین بر انگیز باشد. بعد از عمل جراحی زیبایی تغییرات فیزیکی که رخ می دهد می تواند امیدبخش باشد. برای مثال در برخی از بیمارانی که با لیپو ساکشن (liposuction) لاغر شده اند، پیشرفت های واقعی را می بینند و امیدوارند که به مرحله ی بعدی بروند و در واقع به دنبال این هستند که جرأت تازه ای بیابند تا وزن بیشتری کم کنند. برای زنانی که همیشه نسبت به سینه هایشان کم رو هستند، بزرگ کردن یا کوچک کردن آنها می تواند کمکشان کند تا تصویر جدیدی از خود داشته باشند و اعتماد به نفس بیشتری از طریق جنس مخالف به دست می آورند، و جرأت می یابند تا لباس های باب میل تری بپوشند. بیمارانی که جوانسازی صورت انجام می دهند، مثل کشیدن پوست صورت یا پلک ممکن است احساس اعتماد به نفس بیشتری در کارو موقعیت های اجتماعی کنند و در واقع ممکن است جسماٌ فعال تر شوند زیرا احساس می کنند جوان تر هستند.
زیبایی چیزی بیشتر از پوست است، برای بسیاری از جراحان زیبایی هر رویه فرصتی است تا به بیماران کمک کنند تا زیبایی واقعی شان را آزاد سازند.
کسانی که سال هاست با ظاهرشان احساس راحتی نمی کنند، به دنبال این هستند که ظاهرشان را تازه سازند و خودشان را دوباره بسازند و کار جراحان نه تنها ساخته ی نتایج خوشایند زیبایی شناختی است بلکه به وجود آوردن نتایجی است که باعث شود بیمار از لحاظ شخصیتی و فکری برجسته و تک به نظر بیاید. اما شخصیت بسیاری از کسانی که پس از عمل جراحی صورت های تازه ای پیدا کرده اند تغییر نکرده است. درباره ی اینها چه می توان گفت؟ یا چگونه می توان واکنش آن دسته از مردمی را که اصرار دارند جراحی هیچ تغییری در صورتشان نداده، توصیف کرد؟ هر جراح پلاستیک این را تجربه کرده . قیافه ای را به کلی تغییر می دهد و با این حال بیمار می گوید: "همان قیافه ی قبلی را دارم، کاری برایم نکردید." گاه دوستان و حتی اقوامشان آنها را به جای نمی آورند، چه بسا شیفته ی زیبایی تازه به دست آمده ی آنها می شوند، و با این حال خود بیمار اصرار دارد که تغییر نکرده، قیافه اش بهتر نشده و اگر هم شده جزیی بوده است. گاهی اصلاٌ منکر می شوند که اصولاٌ تغییری کرده اند. مقایسه ی عکس های قبل و بعد از عمل جراحی هم کمک زیاد ی نمی کند و چه بسا که ناراحت ترشان هم می کند. بیمار در اثر یک نیروی غریب ذهنی می گوید: البته که خال گوشتی دیگر روی بینی ام وجود ندارد اما بینی ام تغییری نکرده است، همان است که بود "و یا" ممکن است جراحت دیده نشود، ولی وجود دارد."
در مطالعه ای که توسط مرکز تحقیقات اجتماعی نروژ در سال 2007 صورت گرفت، بررسی شد که آیا جراحی زیبایی تأثیری روی تصویر بدنی فرد، عزت نفس و یا مشکلات روانشناختی دارد یا نه؟! پرسشنامه ای در اختیار 155 زن قبل از عمل زیبایی و 6 ماه پس از عمل زیبایی شان قرار دادند. این پرسشنامه، عزت نفس، body image و مشکلات روانشناختی را اندازه گیری می کرد. نتایج این پرسشنامه قبل و بعد از عمل جراحی با هم مقایسه شد هم چنین با نتایج آزمون 838 زن نروژی که هیچ تجربه ی جراحی زیبایی نداشتند نیز مقایسه شد.
نتایج آزمایشات به این صورت بود که هیچ تفاوتی بین بیماران قبل از عمل جراحی و گروه مقایسه و جود نداشت در حالیکه تفاوت body image و عزت نفس بین گروه نمونه گزارش شد. تحلیل نتایج بعدها پیشرفت در body image (رضایت از ظاهر خود) بعد از عمل جراحی را نشان می داد. تأثیر کوچک ولی معناداری هم روی عزت نفس مشاهده شد ولی سطح مشکلات روانشناختی بعد از عمل هیچ تغییری نیافت.
این مطالعه شواهدی از پیشرفت در رضایت از ظاهر خود بعد از عمل جراحی نشان داد، متغیری که تصور می شد نقش اصلی را در ادراک بعد از عمل جراحی بارز می کند. هم چنین این مطالعه بیان کرد که جراحان باید از نقش مشکلات روان شناختی آگاه باشند زیرا که این مسائل می توانند تأثیر مثبت عمل زیبایی را از بین ببرند.
زخم های غرور آفرین:
هم چنین در بررسی تصویر ذهنی معلوم شد که همه ی جراحت ها یا بدشکل شدن ها اسباب خجالت و سرافکندگی نیست.در آلمان بسیاری از دانشجویان که به خاطر زخم شمشیری که به صورت دارند درست به همان اندازه ای که یک آمریکایی مدال افتخارا می گیرد، به خود می بالند. این دوئل کننده ها برگزیدگان جامعه ی دانشگاهی بودند و زخمی که روی صورت داشتند موقعیت ممتازشان را حکایت می کرد. برای این جوان ها، داشتنت اثر زخم روی صورت، همان اثر روانی برداشتن زخم از روی گونه ی فروشنده ی بیمار را داشت. در نیواورلئان هم شخصی، به خاطر آنکه یک چشمش را از دست داده بود و چشم بند می زد مباهات می کرد. پس می توان نتیجه گرفت که چاقو به خودی خود قدرت جادویی ندارد. بر صورتی زخم می زند و از چهره ای زخم بر می دارد و با این حال اثر روانی مشابهی ایجاد می کند.
توهم زشتی:
برای معیوبی مادرزاد یا کسی که زیبایی صورتش در اثر حادثه ای از بین رفته، جراحی پلاستیک راستی که معجزه می کند. اگر به استناد این موارد صحبت کنیم، به راحتی می توان نتیجه بگیریم که شفابخش تمامی اختلالات روانی، ناخشنودی، ناکامی ترس، اضطراب و نبود اعتماد به نفس، جراحی پلاستیک تمام عیار، که کلیه ی عیوب بدن را از میان بر می دارد.اما اگر این طور باشد، همه ی اشخاصی که قیافه ی طبیعی و مقبول دارند ، باید از هر نوع اختلال روانی مبرا باشند. باید شاداب، خوشحال و متکی به نفس و عاری از هر گونه اضطراب و نگرانی باشند.اما خیلی خوب می دانیم که این طور نیست. و در عین حال با این طرز تلقی چگونه می توان رفتار کسانی را توضیح داد که به جراح پلاستیک رجوع می کنند و می خواهند زشتی 100% خیالی شان را با عمل جراحی معالجه کنند. با خانم های سی و پنج ساله ای برخورد می کنیم شاکی هستند که پیر نشان می دهند و حال آنکه قیافه شان کاملاٌ طبیعی است و چه بسا که از جذابیت فوق العاده هم برخوردارند.
دختران جوانی را می بینیم که چون اندازه ی دهان، بینی یا دور سینه شان با ملکه ی زیبایی تازه برگزیده ی سینما مطابقت ندارد خود را زشت می پندارند. مردهایی پیدا می شوند که خیال می کنند گوش هایشان بیش از اندازه بزرگ یا بینی شان بیش از حد دراز است. هیچ جراح پلاستیک معتقد به اخلاقیات حتی به فکر عمل جراحی روی این افراد نمی افتد، اما متأسفانه بعضی از پزشکان زیبایی که هیچ انجمنی عضویتشان را نمی پذیرد، از این کارها زیاد می کنند.
"توهم زشتی" بسیار شایع است. تحقیق اخیری که روی دانشجویان انجام شده نشان می دهد که 90 درصد دانشجویان به نحوی از انحاء از قیافه شان راضی نبوده اند، اگر کلمات (طبیعی) یا (متوسط) معنایی داشته باشد مسلم است که 90 درصد جمعیت ما نمی تواند قیافه ی (غیر طبیعی) یا (متفاوت) یا (معیوب) داشته باشد. با این حال پژوهش های مشابه نشان داده اند که تقریباٌ 90 درصد جمعیت ما به دلیلی از شکل بدنی خود خجالت می کشند.
این افراد چنان واکنش نشان می دهند که گویی قیافه ی به واقع زشتی دارند. مانند زشت ها خجالت می کشند و دچار اضطراب و دلواپسی می شوند. توانایی زندگی واقعی را در معرض موانع روانی از دست می دهند. (جراحت هاشان)، هر چند ذهنی و احساسی و نه جسمانی اسباب ضعف آنها را فراهم می کنند.
ایران شمار اول جراحی های زیبایی جهان را دارد. از سویی دیگر تقاضا برای جراحی زیبایی بینی در مقام اول، اندام مقام دوم و حذف چین و چروک صورت در مقام سوم جراحی های زیبایی قرار دارد.
دکتر آخوندی نسب، فوق تخصص جراحی پلاستیک در این خصوص می گوید: در ایران علت استقبال از این عمل این است که از لحاظ ژنتیکی و نژادی ایرانی ها بینی های بزرگ و نوک تیز دارند که این امر موجب استقبال از این عمل می شود.
"علی باغبان"، رئیس کمیسیون بهداشت و درمان اسبق نیز با ابراز نگرانی از رشد روزافزون عمل های زیبایی بین جوانان گفت: حدود 75 درصد متقاضیان جراحی زیبایی مشکل اعتماد به نفس دارند. براساس مطالعات روانشناختی، 80 ردرصد از زنان و 60 درصد از مردان تمایل به انجام عمل های جراحی دارند که تنها حدود 10 درصد آنها از چهره ی جدید خود راضی هستند وو کار 50 درصد آنها به عمل دوباره می کشد. "دکتر ابیری زاده" با بیان اینکه 70 درصد جراحی های زیبایی عمل بینی است افزود، عمل زیبایی بینی به نوعی مشکل ترین عمل جراحی زیبایی و بحث انگیزترین عمل است زیرا دقت پزشک جراح در این عمل بسیار مهم است.
نتیجه گیری:
تصویر ذهنی مخرج مشترک و یا به عبارتی، تعیین کننده ی تمامی نمونه های نا کامی و موفقیت هاست. برای زندگی حقیقی، یعنی برای رسیدن به زندگی منطقاٌ رضایت بخش، محتاج یک تصویر ذهنی واقع بینانه و شایسته هستید و باید بتوانید با آن زندگی کنید. باید از خویش خود راضی باشید. اعتماد و حرمت نفس مناسبی نیز دارید. محتاج خویشی هستید که بتوانید که بتوانید به آن اعتماد و اطمینان کنید. باید خویشی داشته باشید که اسباب خجالت شما نباشد باید بتوانید آزادانه، آنرا به طور خلاق به کار گیرید. به خویشی احتیاج دارید که با واقعیت، مطابقت داشته باشد،تا بتوانید به طور مؤثر در دنیای حقیقی زندگی کنید، باید خود را بشناسید. از نقاط قوت و ضعف خود آگاه باشید. در هر دو مورد با خود صادقانه برخورد کنید. تصویر ذهنی شما باید حدود منطقی شما باشد نه بیش از آنچه هستید و نه کمتر از آن.
وقتی این تصویر ذهنی بی عیب و مطمئن باشد، احساس خوشی می کنید و وقتی به خطر افتاد احساس دلواپسی و نا امنی به شما دست می دهد. اگر تصویر ذهنی مایه ی خجالتتان باشد پنهانش می کنید. خلاقیت متوقف می شود، آدم نچسبی می شوید، و با شما کنار آمدن دشوار می شود.
اگر جراحت روی صورت تصویر ذهنی را بهتر کند (مانند مورد دوئل کننده ی آلمانی) احترام و اعتماد به نفس بیشتر می شود. اگر جراحت روی صورت به خواری تصویر ذهنی منجر شود کاهش احترام و اعتماد به نفس به دنبال می آید.
وقتی از شکل افتادگی چهره با عمل جراحی پلاستیک اصلاح می شود، تنها در صورتی تغییرات شدید روانی به دنبال می آید که به همین اندازه تصویر ذهنی معیوب اصلاح گردد. گاه، تصویر خویش بد شکل، حتی پس از عمل جراحی باقی می ماند. همان طور که امکان دارد عضوی از بدن را قطع کنند و بیمار مدتها در توهم داشتن آن عضو قطع شده احساس درد کند.
منابع:
1. مالتز،ماکسول، روانشناسی تصویر ذهنی، (1985)، ترجمه ی مهدی قراچه داغی، انتشارات شباهنگ، 1382، چاپ سیزدهم.
2. جیمز، تی اف، (1959)، مجله ی کازموپوتین.
3. Elsivier،2008، انجمن جراحان پلاستیک انگلیس.
4. عادلخانی، کبری، نشریه ی جوان، 10/8/1388.
تهیه کننده:
پ. آ موسوی
ن. صمدانی
| < قبلی | بعدی > |
|---|


